پرش به محتوا

کیلومترها سفر برای هیچ // وقتی خطوط پروازی ایران باشگاهداری نمی کنند حاصل بی ثمری است

مطلبی به قلم خاطره توانا: در دنیا شرکت های هواپیمایی مختلف از مفهوم کلاب مشتریان یا باشگاه مشتریان بسیار استفاده می کنند و در واقعیت نیز واقعا مزایایی را برای مسافران کثیرالسفر یا frequent Flyer  در نظر گرفته اند. به عنوان مثال شرکت هواپیمایی قطر ارویز کلابی تحت عنوان Privilege Club برای این مشتریان دارد که مزایایی از جمله افزایش میزان بار مسافر، چک مسافر تا دقایقی قبل از پرواز و… که هنگامی که مایــــل سفر یا مسافت طی شده شما با هواپیما افزایش یافت به شما کارت های مختلفی تعلق می گیرد که گاهی به یک پرواز رایگان هم می رسد. اما کدام یک از ایرلاین های ما برای مسافران داخلی خود این خدمات را در نظر می گیرند؟ تنها شرکت هواپیمایی ماهان برای مسافرت های خارج از کشور و ایران ایر هم چنین خدماتی را ارائه می دهند.

دقیقا ۲ سال پیش بود که به خاطر وضعیت کاری و تحصیلی مجبور بودم هر هفته ۲ بار از شیراز به تهران سفر داشته باشم با اینکه خودم در صنعت هوایی شاغل بودم و به عنوان یک مسافرکثیرالسفر بودم اما هیچ گونه مزیتی برای من و افراد دیگری که امثال من بودند در نظر گرفته نشده بود. من خودم در واقعیت این حس وفاداری رو دیدم. با توجه به نوع کارم مسافران بسیاری رو داشتیم که با وجود اینکه با ایرلاین های مختلف به یک مقصد پرواز داشتند چون عضو کلاب شرکت بودند و Mileage سفرشون محاسبه می شد هرگز حاضر نبودند ایرلاین خود را عوض کنند به این امید که پروازهای رایگان دریافت کنند یا به کلاس پروازی های دیگر upgrade شوند.

۶ دیدگاه

  1. شنبه همین هفته ساعت ۶٫۵۰ صبح من بلیط برای پرواز به کرمان داشتم .ساعت ۶کارت پروازم رو گرفتم و به سرم زد که حالا که تا دوماه دیگه بر نمی گردم بهتره که موهام رو یه کم کوتاه کنم و باتوجه به اینکه موفق نشده بودم به ارایشگاه همیشگی برم ،ارایشگاه فرودگاه رو واسه این کار انتخاب کردم با این استدلال که بالاخره ارایشگاه تهران هستش 🙂 ساعت ۶٫۱۵نوبت من شد و به ارایشگر گفتم که ۶٫۴۵پروازم هستش واسه اینکه ۵قیقه هم واسه اطمینان داشته باشم. اخرهای کارش بود که دیدم اسم من رو دارند پیج می کنند که زودتر بیام سوار اتوبوسهای فرودگاه جهت رفتن به نزدیک هواپیما بشم که از ارایشگر خواستم زودتر کار رو تموم کنه و بدون اینکه سرم رو بشورم خودم رو رسوندم که در نهایت ساعت ۶٫۳۳ دقیقه اونجا بودم .در این هنگام مسئول مربوطه گفت اقا جا موندی .منم در جواب گفتم پرواز ۲۰دقیقه دیگست لطفا من رو به هواپیما برسون که ایشان عنوان کرد تازه واسه من زمان هم تعیین میکنی و………..خلاصه ۵۰درصد پول بلیط پرید و برای یک ساعت بعد یعنی ۸٫۱۰بلیط گرفتم و یه موتاه کردن با هزینه ارایشگاه واسه من ۸۴تومن آب خورد ، برگشتم و با خیال راحت از آرایشگر خواستم سرم را بشوره و بعد از خرید روزنامه برای پرواز جهت سوار شدن به اتوبوس به سالن مربوطه رفتم .بعد از کلی معطلی دیدم که دقیقا در ساعت ۸٫۱۰که ساعت پرواز بود مسافران اجازه سوار شدن به هواپیما رو پیدا کردن …تو اون لحظه چند تا چیز رو با خودم مرور کردم.
    *فحش به مسئول مربوطه که با اعتماد به نفس کامل یک ساعت پیش می گفت که زمان تعیین میکنی!!!
    * سلام ودرودی به مورفی که با قوانینی که از زندگی روزمره وضع کرد درست نمی دونم اون زندگی رو دگرگون کرد یا قوانین معلول روند زندگی ما هستن و نهایتاَ اینکه یک بار پروازهای ما سرموقع انجام میشه اونم شانس من همین امروزه
    *وظایف کارمندی و مقاله ای که پارسال خونده بودم که ایا کارمندی که همیشه براساس مقررات کار کند بهتر است یا اینکه بعضی وقتها پایش را از مرزهای مشخص شده کاری ان طرفتر گذاشته و حتی به قیمت نقض کردن قوانین به مشتری سرویس بهتری دهد؟؟؟؟؟؟
    سوالی که دوستان بایستی جواب دهند این است ، ترجیح می دهید کارمندی داشته باشید که به همه قوانین احترام بگذارد یا اینکه کارمندی داشته باشید که گاهی برای سرویس به یک مشتری گاهی اندکی خط قرمزها را جابجا کند؟؟؟؟؟

  2. همه ی شرکت ها در دنیا به دنبال بقا و حفظ خودشون هستن ولی معلوم نیست چرا اینجا با تیشه به ریشه خودمون می زنیم!
    شرکت ها به دنبال پیدا کردن راه های جدید و بازاریابی نوین که نیستند هیچ مزیت رقابتی خودشون رو هم فراموش میکنن و با نادیده گرفتنش فرصت های ناب رو از دست میدن.
    ایرانی های خارج از کشور که هنوز خون ایرانی تو رگهاشون جریان داره کم نیستن و دوست دارن هر سال برای تجدید یادها و خاطره ها به وطن برگردن.متاسفانه به دلیل بی توجهی شرکت های ایرانی و نکته سنجی شرکت های خارجی این مزیت رقابتی به کشور های رقیب واگذار شده.کم لطفی شرکت های هواپیمایی آب به جوی رقیب ریخته.
    مسافرینی که به شهر های دیگر غیر از تهران می یان ترجیح می دن برای رفت و آمد به جای رفتن به تهران به کشور های عربی خلیج برن و از پرواز های پر زرق و برق عربی استفاده کنن.اگه شرکت های ایرانی به خدمات خودشون توجه بیشتری داشته باشن این مزیت از دست رفته رو می تونن برگردونن.
    مثلا یه مسافر از فرانسه می تونه به تهران بیاد و از اونجا به شیراز بره یا از فرانسه به دبی بره و بعد به شیراز پرواز داشته باشه.تفاوت قیمت چندانی وجود نداره و در برابر خدمات شگرف شرکت های عربی می تونه نادیده گرفته بشه.
    بی نظمی و بی برنامگی پروازها یه علت دیگه ی دلزدگی ایرانی های مقیم خارج هست.انتظار های طولانی و عدم پاسخگویی با نظم شناخته شده اونها نا هماهنگی داره و در نهایت به تغییر روند سفرشون حتی با طولانی تر شدن اون منجر می شه.

    1. با تشکر از نکات جالبی که شما مطرح کردید.
      یه مسئله دیگه که خیلی برام جالب بود اینه که خط هوایی ایران ایر به بسیاری از شهرهای دنیا پرواز داره اما چیز جالبی که دیدم این بود که در فرودگاه لندن کانتر ایران ایر و ترکیش کنار هم بودند اما صف مسافران ایرانی در کانتر ترکیش صفی بسیار طولانی اما در کانتر ایران ایر هیچ کسی نبود.
      این واقعه به چه معناست؟؟؟؟/!!!!!!!!!!!!!!!

  3. سرکار خان توانا
    نوشته اید ” در فرودگاه لندن کانتر ایران ایر و ترکیش کنار هم بودند اما صف مسافران ایرانی در کانتر ترکیش صفی بسیار طولانی اما در کانتر ایران ایر هیچ کسی نبود.
    این واقعه به چه معناست؟؟؟؟/!!!!!!!!!!!!!!!”

    لطفا حکایت زیر رو بخوانید
    حکایت جالبی از شیوه بازاریابی دو گدا
    دو گدا در یکی از خیابان های شهر رم کنار هم نشسته بودند. یکی از آنها صلیبی در جلو خود گذاشته بود و دیگری ستاره داوود. مردم زیادی که از آنجا رد می شدند به هر دو نگاه می کردند ولی فقط تو کلاه کسی که پشت صلیب نشسته بود پول می انداختند.
    کشیشی که از آن جا رد می شد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیب نشسته پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمی دهد. رفت جلو و گفت: «رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یک کشور کاتولیک هست، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود جلو خود گذاشتی پولی نمی دهند، به خصوص که درست نشستی کنار دست گدایی که در جلو خود صلیب گذاشته است. در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به او پول می دهند نه به تو.»
    گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو به گدای پشت صلیب کرد و گفت: «هی “موشه” نگاه کن کی اومده به برادران “گلدشتین” بازاریابی یاد بده؟»

  4. یه مطلب جالب که در حال حاضر در حین مطالعه یک مقاله علمی با اون برخورد کردم این است که برنامه های مسافران کثیرالسفر (frequent flyer programm) برای اولین بار در کشور آمریکا در سال 1981 در جهت حفظ مشتریان خود انجام شد. یعنی حدود 31 سال پیش!!!!!!!!
    و ما هم چنان پس از 31 سال از این برنامه ها محروم هستیم.

  5. سلام
    سرکار خانم توانا من یک سری اطلاعات راجع به شرکت های هواپیمایی میخواستم مخصوصاً تو حوزه تبلیغات و عوامل موثر بر فروش بلیط…
    من آدرس ایمیل شما رو تو پروفایلتون ندیدم
    لطفاً در صورتی که میتونید یه سری اطلاعات کلی راجع به موضوع فوق به بنده بدین یک ایمیل به بنده بزنید
    mehdikhani10118@gmail.com با سپاس_ خانی

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *