پرش به محتوا

رنگ مغز و بازاریابی

چند وقت پیش در یک کارگاه آموزشی تحت عنوان ” سیستم پردازش ذهنی و تاثیر آن بر یادگیری” شرکت کردم. در این دوره آموزشی بیان شد که 4 مرکز رنگی در ذهن افراد وجود دارد که هر شخصی ذهنی با آن رنگ دارد و یا ذهنی ترکیبی دارد. این رنگ ها شامل رنگ سبز ، قرمز ، بنفش و آبی می باشند.در نهایت با شناخت خصوصیات رنگ ذهن می توان ارتباط موثرتری را با افراد برقرار کرد.

در همون لحظه به نظرم رسید که یکی از اصول مهمی که می تواند به بازاریابان در برقراری ارتباط موثر با مصرف کنندگان کمک کند تشخیص رنگ ذهن افراد است.که اگر اشتباه نکنم می تواند در بازاریابی عصبی طبقه بندی شود.در زیر خصوصیات هر رنگ توضیح داده می شود :

ذهن سبز

این افراد تقریبا عجول هستند و در یک زمان چند کار را انجام می دهند.خلاق ،ماجراجو و ریسکی هستند ،انگیزه آنی دارند و به تبعات مسئله فکر نمی کنند

ذهن قرمز

واقعیت گرا و منطقی هستند و احساسات را در تصمیم گیری وارد نمی کنند، اهداف واضحی دارند و تنها به کسب آن هدف فکر می کنند

ذهن بنفش

تا زمانی که اطلاعات کافی در مورد مسئله ای نداشته باشند قدمی بر نمی دارند، در جمعی که هستند تنها فکر می کنند و پس از جمع بندی صحبت می کنند ؛ براساس دلیل و منطق صحبت می کنند و همواره فرایند انجام کار جز به جز بررسی می کنند

ذهن آبی

این افراد شهودی- حسی هستند، همواره بر اساس احساسشان عمل می کنند

در برخورد با هر یک بایستی موارد زیر را در نظز گرفت

در ارتباط با سبزها

  • با مثال صحبت کرد
  • ارتباطات بصری را ترجیح می دهند

ارتباط با قرمزها

  • اطلاعات کاملا دقیق به آن ها داد
  • در توضیحات هیچ گونه شبهه ایی نباشد
  • در صحبت کردن از حاشیه رفتن اجتباب کرد

ارتباط با بنفش ها

  • جزییات را برای او توضیح داد
  • روش انجام کار را توضیح داد

ارتباط با آبی ها

  • کاری کرد که احساسات آن ها برانگیخته شود

لازم به ذکر است که هیچ رنگی بر دیگری برتری ندارد و هر یک ویژگی های خود را دارد .

به نظرم با اطلاعاتی که نسبت به خصوصیات ذهن هر کسی بدست می آوریم می توانیم ارتباط موثری برقرار کنیم که این ارتباط در بازاریابی بسیار موثرو کارآمد است.

 

۳۰ دیدگاه

  1. ممنون از این مطلب. آیا شیوه خاصی هم برای تشخیص رنگ بندی ذهن مشتریان وجود دارد؟ خودم راجع به موضوع کمی جستجو کردم ولی چیزی دستگیرم شد

    1. سرکارخانم بینش آزمونی وجود دارد که از طریق اون رنگ ذهن هر کسی مشخص می شود اما به نظرم با دانستن خصوصیات هم میتوان شیوه مناسب رو جهت برقراری ارتباط معین کرد

  2. سلام
    برای مطالعه وتحقیق بیشتر:
    1-شناخت تیپ های شخصیتی
    بر اساس الگوی DiSC
    DiSC Personal Profile System
    Dimensions of Behavior

    2-کاربرد شناخت تیپهای شخصیتی بر اساس مدل DiSC در فروش

    3-ارتباط تیپ های شخصیتی بر اساس مدل DiSC
    با سبک تدریس و یادگیری در آموزش های سازمانی

    به وبلاگ محمدباقرمرادی مراجعه نمایید.
    شادوموثرباشید.

    1. سپاس فراوان از شما جناب ولی زاده که مطلب با اطلاعات جامعتون تکمیل کردید.
      من متاسفانه این عنوان رو که شما مطرح کردید مطالعه نکرده ام .ممنون که معرفی کردید

  3. با سلام
    من قبلا مطلبی رو خوندم که فکر میکنم جالب باشه
    همونطور که شما فرمودید همه ی ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و خود واقعیمون رو با این رنگها نشون می دیم.
    برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود داره که می تونه بر زندگیش تاثیر بذاره.
    اینکه شما بدونید برای اسمتون رنگ مخصوصی وجود داره و می تونید راز شخصیتی خودتون رو از لابلای اون پیدا کنید می تونه بسیار جالب باشه.
    روش ازمایشم اینجوریه بر اساس یه جدول خاص که ترکیبی از حروف و اعداد و ارقامه شما میاین و اسم و فامیلی خودتون رو تو جدول پیدا میکنید که برای هر حرف شما یه عدد وجود داره، در نهایت همه اعداد رو با هم جمع میکنن، عدد دو رقمی اخر رو هم با هم جمع میکنن، یه عدد یه رقمی بدست میاد و اون نماینده رنگ شخصیت شماست و یک سری خصوصیات برای شما تعریق میشه بر اساس اون،
    نکته جالب اینه که رنگها از طیف رنگهای رنگین کمانن
    و اعدا داخل جدول هم بر استس نسبت طلایی قرار داده شدن توی جدول.
    دلیل استفاده از طیف رنگی رنگین کمان هم بر میگرده به تئوری رنگ ها که میگه رنگ همان نوره و نور هم همان رنگه و چون طبیعت ما از نوره میشه از این طیف رنگی استفاده کرد.
    یه دلیل دیگش هم تئوری هماهنگی رنگهاست که فک میکنم بهتر توضیح بده دلیلش رو:
    هنگامی که دربارهٔ هماهنگی رنگها صحبت می‌شه معمولاً قضاوت روی اثرو عملکرد متقابل دو یا تعداد بیشتری رنگ به عمل میاد یعنی اینکه ما تقابل دو رنگ رو بر اساس مدل خای ذهنی خودمون دوس داریم مشاهده کنیم،.تجربه های افارد در مورد مطابقت ذهنی رنگها، هم متفاوته چون هر کس بر اساس تقابل افکار و شخصیت خودش تقابل رنگ هارو تفسیر میکنه .اغلب درنظر مردم، رنگهای هماهنگ رنگهایی هستند که از یک خانواده باشند ویا در عین تنوع،چون طبیعت فکر ما تمایل به ساده سازی مفاهیم رو داره.
    مثلا رنگهایی که با کنتراست کنار هم قرار میگیرن نمو واضحی دارن تا اینکه ما یک ها مونی از رنگهارو ببینیم چون ذهن ما برای تحلیل یه هارمونی نساز به زمان داره و ترجیح میده تفاوت رو ببینه تا هارمونی رو به همین خاطره که وقتی میخاهیم یه تبلیغ برای یه محصول بکنیم از کنتراست رنگها استفاده مکنیم تا هارمونی اونها تا اولا توجه بیننده رو جلب کنیم ثانیا بهش این اجازه رو بدیم تا سریع مفهوم رو تحلیل کنه.
    با تشکر

  4. ابوالفضل عزیزسلام
    DISCیک مرجع علمی(مثلMBTI,ایناگرام) است،البته ساده تره .افرادباتست زدن حدود20صفحه گزارش دریافت میکنندتازه متوجه میشن توچه تیپ شخصیتی قراردارند.البته همه افراداین 4رنگ دارندولی برای افرادمختلف رنگها متفاوته منظورازرنگهاتقریب به ذهنه.
    مثلا:
    تیپ شخصیتی D یا Dominance به معنی تسلط یا نفوذ ( یا افراد قرمز )
    تیپ شخصیتی i یا Influence به معنی تاثیر گذاری ( یا افراد زرد )
    تیپ شخصیتی S یا Steadiness به معنی ثبات ( یا افراد سبز )
    تیپ شخصیتی C یا Conscientious به معنی وظیفه شناسی ( یا افراد آبی )
    البته ویژگی ها،نقاط مثبت ومنفی شان،نحوه تعامل بااونهابررسی شده است.
    برای اطاعات بیشتر به وبلاگ محمدباقرمرادی(مدیرکل اسبق آموزش ایران خودرو)مراجعه کنید

  5. سلام خاطره جان
    ممنون از مطلب جالبی که برامون نوشتی، به نظر میاد تو حوزه فروش می تونه مفید باشه. مرسی
    در ادمه ی صحبت هایی هم که داشتیم باید بگم لطفا از این به بعد دیگه بی خبر سرت شلوغ نشه، انقدر خوب و مهربونی که وقتی چند روز نیستی جای خالیت کاملا احساس میشه.

    1. دقیقا درسته یاسمن جان که این رنگ بندی در مدیریت منابع انسانی هم بسیار زیاد کاربرد داره.
      چون براساس شناخت میتونیم ارتباط موثرتری برقرار کنیم.

  6. موضوع جالبی بود.
    آِیا میشه با پرسیدن از یک فرد در مورد رنگ مورد علاقه ش تا حدودی به این تست اعتماد کرد؟ یا این موضوع پیچیدگی های بیشتری داره؟
    دلیل سوالم این بود که این تست در مورد خودم و یکی از افرادی که مدتهاست میشناسمش خیلی خوب مچ بود!

    1. مشخص شدن رنگ براساس علاقه شخص نسبت به یک رنگ نیست.
      آزمونی وجود دارد که با پرسیدن سوالات رنگ رو مشخص میکنه
      متاسفانه در حال حاضر این ازمون رو ندارم اما سعی میکنم که بدست بیارم و برایتان ارسال خواهم کرد

  7. سلام
    مطلب بسیار جالبی بود خانم توانا، ممنونم. از ارتباطی که رشته های دیگه در علوم مختلف با بازاریابی دارند و میتونن داشته باشن همیشه لذت بردم. حانم توانا احیانا منبع مطالعاتی میتونید معرفی کنید یا در همون کلاس منبعی چیزی معرفی نکردن که بشه یکم بیشتر مطالعه کرد؟ البته آقای ولی زاده هم یه سری موارد رو اشاره کردن که جای تشکر داره

    1. خوشحالم که مطلب مفید بوده
      جناب داورنیا متاسفانه منبعی به ما معرفی نکردند اما جهت کسب اطلاعات بیشتر حتما ازشون میپرسم
      خودشون این دوره رو در آمریکا گذرونده بودند و برام خیلی جالبه که یکی از شرکت های تولیدی شیرلز برلی کلیه کارمندان و کارگران خود این دوره رو برگزار کرده و چقدر همگی تاثیر اون رو در بهبود روند کارشون حس کرده بودند

  8. خانم توانا سلام
    میشه اطلاعاتی هم بدید در این زمینه که چطور میشه این رنگ ها رو شناسایی کرد؟ من قبلن کتابی در زمینه هاله رنگی افراد خونده بودم که با تست های روانشناسی میشه به رنگ هاله رنگی هر کس پی برد. اما طیف رنگهایی که اونجاس مطرح میشد خیلی زیاد هست . اگه اطلاعاتی در این زمینه بدید ممنون میشم

    1. شیده جان یک تست چند صفحه ایی بود که با پاسخگویی به سوالاتش و در نهایت امتیازدهی و رسم نمودار رنگ مغزمون رو تشخیص دادیم.
      این بحث با اون هاله رنگ ها متفاوته

  9. سلام. ازنظر بنده شناخت تیپ های شخصیتی و رنگبندی افراد نیازمند تجربه ی برخورد با افراده‌. هر شخصی در موقعیت های مختلف میتونه یکی از این رنگها باشه چون معمولا احساسات، ناپایدارند.
    همچنین فکر میکنم خیلی از این کارگاه ها و همایش ها و سمینار ها بیشتر به نفع برگزار کننده است تا شرکت کننده. این که میان یه دسته بندی ارائه بدن و با استفاده از الفاظی مثل رنگ بندی مغز اونو دستاوردی تازه جلوه بدن واسه اینکه جیبشون رو پر کنن.
    از نظر بنده شناخت تیپ های شخصیتی بهتر و کاملتره و هوش هیجانی یکی از بهترین راههای شناخت تیپ شخصیتی افراد است.
    با تشکر.
    پدر خوانده

    1. سپاس از شما که نظرتون رو ارایه دادید
      اما همیشه انقدر به مسایل بدبین نباشید . این رنگ مغز متدی است که در کشورهای توسعه یافته بسیار مورد ازمون واقع شده.
      به عنوان مثال مدیر شرکا اپل استیو جابز هم در این ازمون شرکت کرده و رنگ مغزش سبز بوده
      درسته که شخصیت افراد در موقعیت ها و حالت های مختلف گاهی تغییراتی میکنه اما خصوصیاتی هستند که همیشه پایدارند مثل خونسردی، عجول بودن،منطقی بودن و…
      این تست در جهت ازمون همچین خصوصیاتی است که همواره ثابته

  10. نویسنده آلمانی، یوهان ولفگانگ فون گوته میگوید: “برای بسیاری از مردم، یکی از جنبه های خسته کننده ی زندگی قابل درک نبودن رفتار دیگران است”. پس اگر بتوانیم این رفتارها را درک کنیم نا امیدی های ما هم کم خواهد شد. راهی برای انجام این کار وجود دارد. در اینجا هفت مرحله وجود دارد که شما می توانید برای بهبود مهارت های مردمی برای درک و تطبیق با افرادی که رفتار شان میتواند شما را بیش از حد ناراحت کند، از آنها استفاده کنید:
    1. درک DiSC
    آموزش ویژگیهای چهار شاخص رفتاری DiSC برای اولین بار توسط روانشناس دانشگاه هاروارد ویلیام مولتون مارستون در کتابش با نام “احساسات مردم عادی” (1928) تعریف شد که در آن افراد در چهار شاخص رفتاری با هم تفاوت دارند :
    D- باتسلط (چگونه به مشکلات و چالش ها رسیدگی می کنیم)
    I- تأثیرگذار (چگونه دیگران را تحت تأثیر قرار می دهیم)
    S- با ثبات (چگونه به محیط واکنش نشان می‌دهیم)
    C- وظیفه شناس (چگونه به قوانین تعیین شده توسط دیگران پاسخ می دهیم)
    2. بدانید که چگونه مدل رفتاری هر فرد را تشخیص دهید.
    3 یاد بگیرید با هر مدل چگونه ارتباط برقرار کنید.
    4. نقاط قوت و ضعف مدل رفتاری خود را بدانید.
    5. رفتار بد را شخصی تلقی نکنید: هیچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگیرد، توبیخ شود، نادیده گرفته شود و یا بدرفتاری ببیند. اگر چه ما نیز دوست نداریم مردم با ما رفتاری بد داشته باشند، اما باید بپذیریم که دیگران به گونه ای با ما رفتار می کنند که برایشان راحتتر است.
    پس اگر شما از افرادی هستید که علاقمند به بحث در مسائل و نمایش احساسات هستید و با فردی سرو کار دارید که در نشان دادن احساساتش راحت نیست، این می تواند موجب ناراضایتی هر دو طرف شود و نه فقط شما. با این حال نباید در تعارضات و تضاد ها افراد را متهم کنیم. نگویید که: “تو مرا خیلی عصبانی میکنی وقتی نمی خواهی با من صحبت کنی” از لغت “من” استفاده کنید و بگویید، “این باعث می شود من ناراحت شوم وقتی که نمی خواهی با من خودمانی شوی و راحت حرفت را بزنی” این کار فشار را از روی آنها بر می دارد و با روی باز به شما گوش داده و رفتارشان را تغییر می دهند.
    این نگرش را اتخاذ کنید که اگر کسی با شما مشکل دارد، این مشکل خود اوست، نه شما و خودتان را به خاطر آن عصبانی و ناراحت نکنید. مولیر می گوید ” انسان عاقل کسی است که بهترین پاسخ را نسبت به هر گونه توهین که بر او وارد شود می دهد و
    در برابر رفتار نا شایسته صبر و اعتدال از خود نشان می دهد ”
    6. نحوه تطبیق مدل ارتباطی خود را با مدل های رفتاری دیگران بیاموزید.
    راه برای بهبود ارتباطات با دیگران انجام سه چیز است:
    1-6 .فهمیدن مدل رفتاری خودتان 2-6 . فهمیدن مدل رفتاری افرادی که با شما متفاوت هستند. 3-6 . تطبیق مدل خودتان با آنها.
    اگر با مردم آن طوری که آنها دوست دارند رفتار کنید، آنها با شما گرم می شوند و بهتر برخورد می کنند. سحر و جادوی واقعی آن زمانی آغاز می شود که هر دو نفر مدل های ارتباطی شان را با یکدیگر تطبیق دهند. این فرمول برای توسعه روابط شخصی بهتر و برای ساختن تیم ، عالی است.
    7. قضاوت نکنید
    اسکار وایلد می گوید: “خودخواه به خاطر آرزوهای کسی زندگی نمی کند، او از دیگران می خواهد به خاطر آرزوهای او زندگی کنند.” زمانی که در مورد آن فکر کنید این یکی از دلایل ناراحت کننده برای تنها بودن چنین کسانی است. حتی زمانی که آنها گمان دارند بهترین رفتار را از خود بروز می دهند. مردم به طور کلی در حال تلاش برای ناراحت کردن شما نیستند، آنها در حال انجام کاری اند که فکر میکنند برایشان بهترین است.

    شادوموثرباشید

  11. احتمالا مغز من بسته به حال روحی اش تغییر رنگ می ده و کسی که بخواد برای من بازاریابی کنه کارش سخته!!!
    البته بازاریاب باید تا حدودی روان شناسی بلد باشه و این جور دسته بندی کردن ها هم بیشتر از روی مفاهیم روان شناسی گرفته شده و من فکر می کنم در واقع برای ساده کردن علم روان شناسی و یادگیری راحت تر ان، از این علائم استفاده می شه. در واقع ما وقتی با رنگ ها آدم ها را دسته بندی می کنیم (آن هم دسته بندی رنگی نه یک طیف سیاه و سفید کاملا منفی یا کاملا مثبت) ، ذهن ما به حالت کودکی بر می گرده و بهتر می توانیم مفاهیم روان شناسی را در علم بازاریابی قبول کنیم و استفاده ببریم.
    الان فکر کنم سبزآبی هستم!

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *