اصلا بحث رو با این سوال آغاز می کنم. کشور ما رو (یعنی ایران) تو دنیای به چی می شناسند. ما تو دنیا به چی معروفیم؟ آیا ایران یک برند خوشنام است یا نه؟ در زیر لیستی از برخی کشورهای دنیا رو اماده کردم با صفتی که جهانیان به ان کشور و مردمانش می دهند. این روزها که یوز ایرانی خیلی سر زبانها افتاده و مسابقات جام جهانی نیز در حال اغاز شدن است این صفتها بیشتر سر زبانها می افتد. در لیست زیر نویسنده ایران را با صفتی خاص همراه کرده است. آیا این صفت به واقع معرف ایران است؟
آرژانتین: سرزمین نقره
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما(آفتابی)
آلبانی: سرزمین کوهنشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان
ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح”ع”
ازبکستان: سرزمین خودسالارها
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی
استرالیا: سرزمین جنوبی
اسرائیل: جنگیده با خدا
افغانستان: سرزمین قوم افغان
السالوادور: رهایی بخش مقدس
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی
انگلیس: سرزمین قوم آنگل
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا)
ایسلند: سرزمین یخ
برزیل: چوب قرمز
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان
ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان)
پاورقی: نویسنده بخشی این مطلب مشخص نیست.

۱۴ دیدگاه
با خوندن این لقب حس خیلی خوبی گرفتم. یه جورایی به اصالت ایرانی ها و چیزی که خودم از اصالت آریایی در ذهنم دارم اشاره کرده . اما اینکه در این برحه از زمان این لقب رو به ایرانی ها دادن خیلی جالب و لذت بخش بود.
ممنونم از نظری که برای ما گذاشتید
برای اولین بار است که این صفت رو برای ایران شنیدم
هر چه از گردشگران پیش از سفر به ایدان شنیدم “تروریسم” ، ” نژاد (همان آقای احمدی نژاد که بسیاری به نام نژاد می شناسند)، بسیاری هم ایران رو با عراق اشتباه میگیرند، عده ایی ما رو یک کشور عربی می دونند.
اما مسایل هسته حداقل اسم ایران رو برای بسیاری اشنا کرد.
عده ایی هم ایران رو با نام ” حافظ” و ” خیام ” می شناسند.
تقریبا با 98% از گردشگران که صحبت می کنی تنها واژه تروریسمی رو از ایران می دانند و همه پیش از ورود به ایران
اشهد خود رو می خونند!!! اما پس از ورود به ایران با وجود ضعف های بسیاری که داریم ایران رو سرزمین “فرهنگ و تمدن” ، “مردمانی مهمانواز” ، ” کشور چهارفصل” ، و .،..می نامند
دقیقا همین گردشگران هستند که با تبلیغات شفاهی پس از ورود به ایران گردشگران بسیاری رو جذب ایران می کنند.
وگرنه ما که نه برندی داریم و نه شعاری !!!!
چند صفت دیگر از کشورهای دیگر
تایلند : سرزمین لبخند
هند: سرزمین هفتاد و دو ملت
ژاپن : سرزمین آفتاب
جالبه که کشور هند که یک کشور جهان سوم و در حال توسعه است حتی مناطق مختلف اون یعنی ایالت هایش از جمله
Keralaنیز دارای صفات خاصی هستند
با سلام
با برخی قسمت های نظرتون موافقم و با برخی هاش خیر. یک خواهشی داشتم و اون اینه که لطفا به این راحتی از شاخص درصد استفاده نکنید. با توجه به این که پژوهش آماری در این زمینه انجام نشده، ارایه عددی مثل “۹۸٪” از اعتبار نظر شما در ذهن خواننده کم می کند. پیرو نظر شما در مورد تاثیر ارتباطات شفاهی و به ویژه ewom بر صنعت توریسم، مطالعاتی انجام شده است که حاکی از تاثیر بسزای این نوع ارتباطات بر رفتار توریست ها دارد. برای مطالعه مقاله ای که در سال ۲۰۱۲ در این زمینه در مجله African Journal of Business Management منتشر شده است، می توانید به این لینک مراجعه کنید:
http://www.academicjournals.org/article/article1380810290_Fakharyan%20et%20al.pdf
با سلام خدمت جناب رفعت نژاد
دقیقا طبق فرمایش جنابعالی تاثیر تبلیغات شفاهی بر جذب گردشگران اثبات شده است. و مقاله های بسیاری رو در این زمینه خوندم و دقیقا 20 اسفندماه بود که پایان نامه ایی با این عنوان در دانشگاه علامه طباطبایی دفاع شد و هدف اصلی آن نشان دادن این مطلب بود که تبلیغات شفاهی نقش بسزایی در انتخاب ایران به عنوان مقصد گردشگری دارند.
و در مورد بخش آمار هم شما درست می فرمایید که آمار دقیقی مطرح نشده و عنوان کردن درصد با این صراحت صحیح نیست اما من براساس ارتباطی که با گردشگران در زمینه کاریم دارم این رو مطرح کردم.
جناب محمدیان – با سلام و تبریک سال نو
ایران سرزمین نجیب زادگان بوده و خواهد بود اما مسئله ای که در این دوران رخ داده است یکی از دست دادن اعتماد به نفس توسط خودمان است و دیگری تبلیغات سوء دیگر کشورها – ایران در نزد دولتهای دنیا برای سوئ استفاده به عنوان تروریست معرفی می شود اما آیا مردم این کشورها هم نظری مانند دولت های خود دارند . متاسفانه در مورد تبیغات غیر واقعی دیگر دولت ها دولت مردان ما هیچ عملی انجام نداده اند . به امید ایرانی همیشه سربلند
با سلام
بنده نیز با دیدن این لقب حس بسیار خوبی بهم دست داد ولی آیا در این سال 93 که قرار داریم چقدر شایستگی این لقب رو داریم جای سوال داره. و اینکه ما چقدر تونستیم با عملکردمون در عرصه سیاست خارجی و داخلی این لقب یا برند رو برای کشورمون حفظ کنیم هم باز جای سوال داره. در نهایت فکر کنم ما بایستی از خودمون شروع کنیم تا لیاقت چنین برندی رو داشته باشیم.
مطلب جالبی بود سپاس…
سلام.
جالب بود و خواندنی و پرافتخار اگر واقعا به این نام و صفت معروف و شناخته شده باشیم…
ممنون.
بحران سالهای اخیر اینقدر تو ایران زیاده که تصویر ذهنی جهان از ایران رو خراب کرده
مهمان نوازی اولین چیزی بود که به ذهنم رسید که همونطور که خانم توانا گفتند تنها توریست ها از اون باخبرند.
همونطور که می دونید ، این اسم از زمان رضاشاه تغییر کرده و پیش از اون به این سرزمین پرشیا گفته میشد.
اگرچه این اسم معنای قشنگی داره ، اما یک سری مشکلات رو برای ما به همراه داشته.
اولا خیلی از مردم دنیا ، به دلیل تشابه Iran و Iraq نمیدونن که این دو ، کشورهای مختلفی هستند و اونها رو یکی فرض می کنند.
دوما یکی از دلایلی که ما بر سر مسئله Persian Gulf و تغییر نام اون به مشکل برخوردیم این بود که ادعا می شد (و میشه) که پرشیا نام یک نژاد منقرض شده در ایرانه و مردم ایران بی دلیل از این نام دفاع می کنن.در حالی که اونها نمیدونن(و شاید خودشون رو به ندونستن میزنن) که ما نسل همون پارس ها هستیم.
متاسفانه
مطالب و نکات جالبی بود ممنون
من هم مثل همه ایرانی ها با خوندن این صفت حس خوبی دارم اما بیایید کمی واقع بین باشیم .وقتی تو فیس بوک ایرانی ها نجیب زاده هرچی کلمات رکیک رو نثار آقای مسی می کنند وقتی شعارهای ما مرگ بر این و مرگ بر اونه .وقتی کافیه شایعه بشه فلان محصول و کالا نایاب شده وصف چند کیلومتری براش ببندیم وقتی تو خیابونامون برای یکمتر جلوتر بودن حاضریم حقوق بقیه راننده ها رو زیر پا بذاریم وقتی شبها تو آپارتمانمون با بچه هامون فوتبال بازی می کنیم بدون اینکه رعایت همسایه مون رو بکنیم و …… بنظرتون صفت نجیب زاده به ما ایرانی ها سنگینی نمی کنه بیایم هرکدوم از خودمون شروع کنیم باید بهم دیگه رفتار نجیب زاده ها رو نشون بدیم و از هم نجیب زادگی رو یاد بگیریم این جام جهانی که هیچ شاید جام جهانی دیگه کمی نجیب زاده بشیم
هرودوت
پارسیان ( در زمان شاهنشاهی هخامنشی ) دروغ گویی را بدترین عیب می دانستند. و برای آنکه ناگریز به انجام این کار زشت نشوند حتی از وام خواستن نیز خودداری می کردند، چرا که ممکن بود وامدار به جهتی ناگزیر به دروغگویی شود. آنان از آداب دهان افکندن در آب و در رهگذرها و در نزد دیگران اباء داشتند و آن را امری بسیار نکوهیده می پنداشتند . در آب روان دست و رو نمی شستند و آنرا به ناپاکی نمی آلودند. ایرانیان کهن فرزندان خود را از دوران کودکی به ورزش هایی مانند دویدن، تحمل سرما و گرما،بکار بردن سلاح های گوناگون، سواری و ارابه رانی عادت میدادند و بزرگترین صفات آنان مردانگی، رشادت ودلاوری بود. از دیگر ویژگیهای ایرانیان محترم داشتن همسایه بود، به کسانی که در راه نگهداری میهن و حفظ کشور خدماتی عرضه داشته بودند، پاداش های بزرگ می دادند. از رشوه گیری ، دزدی و تصرف در مال دیگران خودداری می کردند. از پرخوارگی و شکم پرستی پرهیز داشتند. به هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند. و شکار را به اعتبار جنبه ورزشی آن دوست داشتند. دستورات زرتشت در زندگی ایرانیان آن زمان جنبه عملی پیدا کرده بود و همین مساله مهم سبب برجسته تر شدن ویژگی های اخلاقی آنان نسبت به اقوام دیگر می شد
ولی آیا حتی. در حفظ آداب و اصول اخلاقی پیشینیان خود موفق بوده ایم؟(جای تاسف دارد)