در حالی که بانی برند ملی در کشور آنچنان مشخص نیست و کسی در مورد قدرت برند ملی فعالیتی نمی کند اما می توان در مورد برند گردشگری کشور کمی مشخص تر بحث کرد. برند گردشگری ایران تا حد زیادی ساخته سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری است. اگر شما جای مدیران این سازمان بودید برای برند گردشگری کشور چه می کردید؟ راهکار ضربتی شما برای جذب گردشگر خارجی چه بود؟ فرهنگ، ماجراجویی، تفریح کدام را برای جذب گردشگر انتخاب می کردید؟
اساسا چه کار می کردید که خارجی ها به ورود به ایران علاقه نشان دهند؟
پاورقی:
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سازمان آموزشی، تحقیقاتی و نظارتی جمهوری اسلامی ایران به ریاست معاون رئیس جمهور در زمینههای مربوط به آثار تاریخی و باستانی صنایع دستی و گردشگری است. با حکم رئیس جمهور ایران ، ریاست این سازمان را دکتر محمدعلی نجفی بر عهده دارد.

۳۶ دیدگاه
راهکار من قطعا در گام اول نشانه رفتن ریسک پذیرترین گردشگران بود. یعنی چه کسانی؟ ماجراجویان! اکوتوریست ها یا حداقل دسته قابل توجهی از آنان به نسبت به سایر گردشگران ریسک پذیرتر هستند. این دسته از افراد مثل کوهنوردان، پرشکاران (سقوط آزاد، چتر)، بالون سواران، کویرنوردان و… راحت تر از سایر توریست ها حاضر می شوند به جایی سفر کنند که علی رغم جذابیت ریسک های جانی و مالی دارد (درباره ضد تبلیغ درباره ایران می گویم). بزرگترین مشکلی که وجود دارد که من رو متقاعد می کنه هیچ گردشگری (فعلا”) به ایران دعوت نکنیم این است که این افراد تجربه کسب میکنند و سپس این تجربه را به کشورشان می برند. اگر تجربه خوب باشد می توانیم امیدوار باشیم آنان به بیلبورد ناطق ما تبدیل شوند و تبلیغ مثبت انجام دهند اما من معتقدم خاطرات آنان چندان خوشایند نخواهد بود و وقتی به کشورشان برگردند به ضد تبلیغ تبدیل می شوند و ما در آینده وقتی احتمالا جای بهتری برای گردش شویم دیگر کار سختی داریم تا الگوهای ذهنی درباره سفر به ایران را بشکنیم.
یه نکته جالب بگم و اینکه بخشی از گردشگران فعلی نیز ماجراجو یا همان adventure tourist هستند.
سلام ؛
به نظر من بین فرهنگ مردم ما و فرهنگ خیلی از کشور های دیگه تفاوت اساسی در مسافرت های خارجی هست . خیلی از ایرانی ها ( آدم های معمولی ) به کشورهای دیگه سفر می کنن که تفریح کنن ، به مراکز خرید مهم سر به زنن ، اگر ساحل خوبی داره ، ساعت های زیادی رو اونجا بگذرونن و شاید بعضی از ماها هم می ریم سفر تا برای یه مدت هم که شده ، یه جور دیگه زندگی کنیم ؛ ( یه خورده راحت تر ) . اما اون هایی که از کشور های اروپایی و یا حتی ژاپن و هند و کشورهای افریقایی میان ایران شاید 2 دلیل عمده دارن . یکی بررسی تاریخ ایران و دیدن آثار باستانی و جاهای ناب ( منظورم جاهایی هست که ما ایرانی ها هیچ وقت به اونجا سر نمی زنیم . مثل باغ گیاهان دارویی که بین تهران و کرجه ) و دلیل مهمه بعدیشون برای درمان هست . ایران توی یه سری از مباحث پزشکی، حداقل به خاطر هزینه های پایین تر ، مریضای خارجی زیادی داره . اما بحث درمان ، ظرفیت خیلی خیلی زیادی هنوز داره که کم تر بهش توجه می شه . من توی یه بیمارستان کار می کنم و بارها دیدم که یه خارجی وقتی برای درمان میاد ، بعد از بهبود حتما سراغ جاهای دیدنی و قدیمی و حتی جدید اون شهر می ره و برخی از اون ها حتی به شهرهای دیگه ایران هم سفر می کنن . اگه مباحث مربوط به توریسم درمانی کشور ما بتونه به خوبی در همه دنیا تبلیغ بشه ، هم فال و هم تماشا … به نظر من برج میلاد و مراکز تفریحی جدید و … رو همه کشور ها ( خیلی هاشون هم بهتر از ما ) دارن . شاید اگه روی گذشته زیبامون تمرکز کنیم و اون آثاری که موندن رو به خوبی حفظش کنیم ، یه برتری حتما برامون بوجود میاره .
از اینکه وقتمی ذارید و برای ما این قدر مبسوط می نویسید ممنونیم
جناب آقای محمدیان : من از شما و استاد بزرگوارم ( آقای دکتر محمود محمدیان ) ممنونم . من با خواندن مطالب شما در این سایت خیلی چیزها یاد می گیرم .
ممنونیم خانم مباشری. ارادتمند
به نظر من تمرکز روی بیابانها از همه واسشون جذابتره خصوصا اروپاییها ک بیابون زیاد ندیدن. من خودم نوروز ب کویر سفر کردمو اونجا فهمیدم کویر از جنگل زیباتره بشرط اینکه امکاناتو تفریحاتش مهیاتر ازین باشه.
در ضمن من اگه مدیر سازمان گردشگری بودم واس همه دفاترو هتلها این قانونو قطعی میکردم ک باید مدرک داشت ن تجربه صرف. من با لیسانس گردشگری حتی واس پذیرشگری هتل هم انتخاب نمیشم چرا ک خیلی از هم دوره ای های من بجای رفتن ب دانشگا وارد بازار کار شدنو الان ب اسم تجربه کاری جای مارو گرفتن اونم با دستمزدهای بهتر. توی شهر ما اینطوریه.
راهکارهای زیادی رو می توان نوشت البته اگر ایشان علاقمند باشند و …
اما من سعی می کردم تا همه پرسنل دست اندرکارم توی کل کشور (اجباری) حداقل به 5 زبان زنده دنیا صحبت کنند.
واقعا ممنون از شما که این بار این عنوان رو مطرح کردید.
جذب گردشگر به ایران به نظر من یک حرکت ضربتی نیست یک عزم و اراده ملی میخاد. تنها از عهده یک سازمان برنمیاد. دقیقا یک زنجیره گسترده است که همه ارگان های این کشور باید فعالیت کنند.همه بخش ها باید همکاری کنند. باید برای همه این واقعیت مشخص شود که گردشگری واقعا میتونه اقتصاد و وضعیت زندگی مردم رو بهبود ببخشه.همه این ها صحبت شده اماااا تا به امروز هرگز عملی نشده ……………..
من اگر مدیر این سازمان بودم……
1- اصلا به فکر حرکت های خیلی علمی و بزرگ برای طراحی برند گردشگری نمی افتادم. از همین مردم عامه همین 70 میلیون نفر از جمعیت استفاده می کردم. یک فراخوان عمومی می دادم و یک جایزه برای اون در نظر می گرفتم و از مردم میخاستم که برند گردشگری ایران را تعریف کنند.مردم ما در این زمینه خلاقیت های بسیاری دارند ( 3سال به صورت متوالی همایش برند گردشگری برگزار شد نتیجه این همایش ها چی شد؟؟این همه مقاله ارائه دادند، این همه سخنران داخلی و خارجی صحبت کردند آخرش به چی رسیدند؟؟؟؟)بعد چند نفر از کسانی رو که دلسوزان این صنعت هستند و واقعا ایده هاشون در زمینه گردشگری تحسین برانگیز است را انتخاب می کردند ( که یافتنشان هم کار سختی نیست) و از میان این افکار بالاخره یکی رو انتخاب می کردم.
2- همه کشورهایی که در گردشگری موفق شده اند یک کلیپ از کشورشون دارند که در حدود 3-4 دقیقه کشورشون رو معرفی می کنند ما در این مرحله کجاییم؟؟؟؟؟چرا ما هم داریم اما یک سری کلیپ ههای خسته کننده که تنها چند جاذبه مثل تخت جمشید و… رو نشون میده و هیچ روحی نداره!!!!!! باز هم از همون فراخوان عمومی استفاده می کردم و این بار عینک مردم رو بر چشم میزدم و جاذبه هایی رو که اونها می دیدند رو به کل دنیا معرفی می کردم. و یا اینکه در این فرراخوان از گردشگران خارجی هم استفاده می کردم. چیزهایی رو که اونها می بینند و برایشان جاذبه دارد رو به صورت کلیپ در می آوردم.
3- سفر رو به یک ضرورت تبدیل می کردم ( البته این وظیف این مدیر نیست) چرا در کشورهای دیگه همه اقشار جامعه امکان سفر دارند اما در کشور ما حتی سفرهای داخلی هم دیگه برای مردم سخت شده. این همه کتاب بازازیابی توی بازار هست یکی رو بر می داشتم و فصل بخش بندی بازار رو می خوندم. برای اقشار مختلف با توانایی های مالی مختلف اقامت گاه هایی رو ایجاد می کردم. اینجا واقعا اگر یک backpacker بیاد کجا باید اقامت کنه؟؟یا گروه جوانانی که سفر می رن کجا باید اقامت کنند؟؟مسافرخونه هایی که در مراکز شهر هستند و هیچ گونه امنیتی ندارند؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
4- یک ارتباط قوی بین صنعت و دانشگاه ها برقرار می کردم. یک ارتباط واقعی نه تنها یک تفاهم نامه امضا شده که فقط صوری عمل می کنه. این همه فارغ التحصیل این رشته که بیشترشون بیکارند کسانیند که حداقل میدونن گردشگری چیه؟؟؟از این افراد به جای از ما بهترونی که الان سر کارند استفاده می کردم.
و خیلی خیلی کارهای دیگر که به نظرم از حوصله اینجا خارج است.
برای جذب گردشگر، نیاز به یکسری زیرساخت هاست که مدیران این حوزه به لحاظ کمبود بودجه یا کمبود رشد فرهنگی اشان کمتر و بصورت پراکنده و موردی اهمیت می دهند..
در این چند ساله به تاریخ دزدی زیاد برخوردیم، کشورهایی با الگو گرفتن از تاریخ کشورهای متمدن برای نشان دادن تمدن در کشورشان دست به اقداماتی زده اند و در حال سرقت شخصیتها و پیشینه معماری و صنایع دستی شده اند..
و ما که خود صاحب تمدن هستیم واقعا چه اقدامی انجام داده ایم؟
قطعا ما به تمدن قوی که داشته ایم افتخار میکنیم اما آیا برای حفظ آن این باور را نیز درخود ایجاد کرده ایم؟!
اگر این باور در تک تک افراد جامعه ایجاد شده باشد میتوانیم به حفظ و نگهداری آثارمان و جذب گردشگرخوشبین باشیم.
خوب برای جذب توریسم بایستی اولویت بندی کرد: و نیاز به تحقیقات اولیه است و یک برنامه جامع کوتاه مدت و بلند مدت و عملی که حتی بعد از تغییر مدیریت نیز دستخوش تغییر و رکود نشود.. هر سه مورد فرهنگ، ماجراجویی، تفریح و.. در کنار هم دارای اهمیت هستند.. و بنظر من نمیتوان آنها را تفکیک کرد.
در ذیل موردهایی را اشاره شده که جای تفکر و بررسی دارد و برای انجام آن نیاز به تیمهای کاری از رشته و سازمانهای دیگر مثل سازمان محیط زیست است..
1. شناسایی ، نگهداری و حفظ آثار و ابنیه تاریخی و طبیعت (مراتع، جنگلها، سواحل، وحوش و..)
a. استفاده از طراحان و معماران برای حفظ بافت سنتی
b. برنامه ریزی دقیق و اطلاع رسانی همه جانبه ، برای ایجاد جشنواره های سالانه مطابق رسومات گذشته (با حفظ ارزشهای ملی و سنتی، بطوریکه از المانهای غربی استفاده نکنیم چراکه آنها هزینه نکرده اند تا گوشه ای از تمدن غربی خود را به شکل بی کیفیت “پوشش،موسیقی،غذا و ابزار و.. ” ببینند.)
c. در حال حاضر جشنوارهای محلی برگزار میشود اما نحوه هماهنگی، طراحی فضا وچیدمان و.. مناسب نیست.
d. چیزی که از دید هر فرد (داخلی و خارجی) جالب توجه ، میزان اهمیت آن جامعه نسبت به اصالتها و نگهداری طبیعت بکر منطقه است. افراد برای دیدن هتلهای زیبا و.. خیابانهای عریض و طویل و شلوغ سفر نمیکنند..
استادی تعریف میکرد برای تحصیلات ب کشور اروپایی رفته و برای آنکه بتواند با هم دانشگاهی ها بیشتر آشنا بشه سعی کرده لباس و رفتار و.. شبیه به آنها کند اما همزمان با ورودی وی خانم هندی نیز برای تحصیل به دانشگاه آمده بود اما تا پایان دوره با همان پوشش محلی به تحصیل میکرده و با احترام افراد بیشتری روبرو شده بود.
2. تغییر کاربری با حفظ ساختار ابنیه تاریخی
3. استفاده از پتانسیل های خاص برای جذب گردشگر (یک هفته زندگی مثل یک عشایر یا یک محلی کوه نشین، مسابقات صحرانوردی، اتومبیل رانی در کویر وسوارکاری)
4. زنده کردن و ترویج داستانها و افسانه های گذشته و تبلیغات روی انها برای جذب گردشگر (100 سواره نظام آهنی در دوران هخامنشی، روایت زندگی حکام زن و سپهسالاران و دریانوردان و بینهایت داستان و اسطوره)
5. همانطور که خانم مباشری نیز اشاره کرده اند توریسم درمانی نیز چندسالی است که روی آن کار شده.
6. مورد های دیگری ..
محلی نبود تا متن را اصلاح نمایم..
برای جذب گردشگر، نیاز به یکسری زیرساخت هاست که مدیران این حوزه به لحاظ کمبود بودجه یا کمبود رشد فرهنگی اشان کمتر و بصورت پراکنده و موردی اهمیت می دهند..
در این چند ساله به تاریخ دزدی زیاد برخوردیم، کشورهایی با الگو گرفتن از تاریخ کشورهای متمدن برای نشان دادن تمدن در کشورشان دست به اقداماتی زده اند و در حال سرقت شخصیتها و پیشینه معماری و صنایع دستی شده اند..
و ما که خود صاحب تمدن هستیم واقعا چه اقدامی انجام داده ایم؟
قطعا ما به تمدن قوی که داشته ایم افتخار میکنیم اما آیا برای حفظ آن این باور را نیز درخود ایجاد کرده ایم؟!
اگر این باور در تک تک افراد جامعه ایجاد شده باشد میتوانیم به حفظ و نگهداری آثارمان و جذب گردشگرخوشبین باشیم.
خوب برای جذب توریسم بایستی اولویت بندی کرد: و نیاز به تحقیقات اولیه است و یک برنامه جامع کوتاه مدت و بلند مدت و عملی که حتی بعد از تغییر مدیریت نیز دستخوش تغییر و رکود نشود.. هر سه مورد فرهنگ، ماجراجویی، تفریح و.. در کنار هم دارای اهمیت هستند.. و بنظر من نمیتوان آنها را تفکیک کرد.
در ذیل موردهایی را اشاره شده که جای تفکر و بررسی دارد و برای انجام آن نیاز به تیمهای کاری از رشته و سازمانهای دیگر مثل سازمان محیط زیست است..
۱- شناسایی ، نگهداری و حفظ آثار و ابنیه تاریخی و طبیعت (مراتع، جنگلها، سواحل، وحوش و..)
a. استفاده از طراحان و معماران برای طراحی فضا با حفظ بافت سنتی
b. برنامه ریزی دقیق و اطلاع رسانی همه جانبه ، برای ایجاد جشنواره های سالانه مطابق رسومات گذشته (با حفظ ارزشهای ملی و سنتی، بطوریکه از المانهای غربی استفاده نکنیم چراکه آنها هزینه نکرده اند تا گوشه ای از تمدن غربی خود را به شکل بی کیفیت “پوشش،موسیقی،غذا و ابزار و.. ” ببینند.)
c. در حال حاضر برخی جشنوارهایی محلی برگزار میشود ولی نحوه هماهنگی، طراحی فضا وچیدمان و.. مناسب نیست.
d. چیزی که از دید هر فرد (داخلی و خارجی) جالب توجه ، میزان اهمیت آن جامعه نسبت به اصالتها و نگهداری طبیعت بکر منطقه است. افراد برای دیدن هتلهای زیبا و بزرگ، خیابانهای عریض و طویل سفر نمیکنند..
_استادی تعریف میکرد برای تحصیلات به کشور اروپایی رفته بود و برای آنکه بتواند با هم دانشگاهی ها بیشتر آشنا بشه سعی کرده لباس و رفتار و.. شبیه به آنها کند، همزمان با ورودی وی خانم هندی نیز برای تحصیل به دانشگاه آمده بود و تا پایان دوره تحصیلی با همان پوشش محلی حاضر میشده که طبیعتا با احترام افراد بیشتری روبرو شده بود.
۲- تغییر کاربری با حفظ ساختار ابنیه تاریخی
۳- استفاده از پتانسیل های خاص برای جذب گردشگر (یک هفته زندگی مثل عشایر یا محلی کوه نشین، مسابقات صحرانوردی، اتومبیل رانی در کویر وسوارکاری)
۴- زنده کردن و ترویج داستانها و افسانه های گذشته و تبلیغات روی انها برای جذب گردشگر (۱۰۰ سواره نظام آهنی در دوران هخامنشی، روایت زندگی حکام زن و سپهسالاران و دریانوردان و بینهایت داستان و اسطوره)
۵- همانطور که خانم مباشری نیز اشاره کرده اند توریسم درمانی نیز چندسالی است که روی آن کار شده.
۶- مورد های دیگری ..
باسلام و عرض خسته نباشید
مسلما در قدم اول باید برند ایران بعنوان یک برند سیاسی و اجتماعی قوی در زمینه امنیت تلقی گرد د تا برپایه ی آن بتوان برای مسایل جزیی تری همچون گردشگری بنایی مناسب ساخت…
خانه از پایبست فعلا متاسفانه نیمه ویرانست. …
ممنون اقای جهانبانی
با ما بیشتر در ارتباط باشید
باری ما مطلب هم بفرستید
سلام
من به نوبه خودم از همه شما تشکر می کنم و نظر به اینکه این مطلب را قبلاً نوشته بودم، مجبورشدم تا الان هم به آن اشاره کنم.
ما چیزی را از قلم انداخته ایم و آن اینکه این مخاطبین و حتی ایرانیان مقیم در خارج توقع، درخواستها، نظرات و مهمتر اینکه دیدگاهشان نسبت به مکان ها، افراد پذیرای آنها، هتل ها، آژانسهای هواپیمایی و … عوض شده است، زیرا که در خارج با همه امکانات، احترامات و ارزشها دم خور شده و لذتشان را چشیده اند و البته خوب می دانند که مثلا فرودگاه بین المللی، شرکت مسافربری، بیمارستان، پزشک، کلینیک، سوئیت، هتل ۵ ستاره، ۶ ستاره، رستوران درجه ۲، درجه ۱، گارسون، تاکسی، نحوه برخوردش و امثالهم یعنی چه و باید چگونه و به وضعیت و همچنین دارای چه امکاناتی، تجهیزاتی و حتی دارای چه استانداردهایی باشند.
آنها این را به خوبی می دانند که در کشورهای توریست خیزبا آنها خوب برخورد کرده و می کنند، روز بروز بر خواسته های مشتریانشان اضافه می کنند و حتی بیشتر از خواسته هایشان هم حرکت می کنند. بنابراین توقعات مشتریانشان را بالا برده و به قولی به ارزش های افزوده خود اضافه می کنند تا همیشه و در همه حال مشتریان آنها را ترجیح دهند.
مثال
هتلی را نام ببرید که به مناسبت های مختلف برای مسافران خارجی خود (مدیر، توریست و توریست به همراه خانواده اش) تبریک، کارت پستال، بروشور، لیست قیمت همراه با تخفیف و حتی اس ام اس ارسال نماید؟
ما باید بیشتر از این امکانات و خواسته هایشان به آنها بدهیم تا به عوض مثلا ترکیه، ایتالیا، آلمان، سوئیس و سایر کشورها، قشم، کیش، تهران، اصفهان، شیراز و … را ترجیح بدهند.
همه محلهای توریست خیز کشورمان را اعم از کوچک و بزرگ شناسایی کنیم و برای همهشان برنامه در نظر بگیریم و مهمتر اینکه بازرسان مان همیشه و در همه حال ناظر این موارد باشند و نه تنها در این محلها بلکه خود ناظران هم به چند زبان زنده دنیا تسلط کافی داشته باشند.
از همه مهمتر سایتی برای شکایت ها طراحی می کردم تا نه تنها توریستها بلکه همه مردم ایران به راحتی بتوانند مشکلاتشان را با ما در جریان بگذارند و در صورت بروز هر نوع شکایتی به این مشکل رسیدگی می کردم و تا آنجایی که حتی لازم باشد تا هتل یا سوئیتی را پلمب کنم، جلو می رفتم اگر هم نمی توانستم در مجراهای ورودی کشور لیست هتلها و مراکز دارای استاندارد و امکانات رفاهی مورد تائید را معرفی می کردم. (در این صورت دیگر مثال خانم توانا در مورد هتل 5 ستاره داریوش کیش دیگر اتفاق نمی افتاد).
باز به این موضوع اشاره میکنم که راهکارهای زیادی رو می توان نوشت البته اگر ایشان علاقمند باشند و …
ممنون اقای احمدی
از وقتی که گذاشتید و مطلبی که برای همه نوشتید
سلام
آقایان: مجتبی محمدیان، جواد حسینی، بابک
و خانم ها: لیلا خطیبی، خاطره توانا، زهرا مباشری و عاطفه
و یک دانشجو
سوال
من اگر مدیر “سازمان گردشگری” بودم …
بزرگترین و مهمترین اصل اساسی برای این سوال چی می تونه باشه؟
وقتشه یه ذره از بازاریابی مک دونالد زده کوکازده و پپسی زده فاصله بگیریم و به جای خواندن صرف نسخه های خارجی ها کمی به کیس های داخلی بپردازیم
ما در این سایت می خواهیم تا مخاطب کمی خود را در “موقعیت تصمیم گیری” قرار دهد و کمی هم ایرانی تمرین کند و نظرش مورد نقد دوستانش قرار گیرد. راستی پروژه های قبلی از این دست مورد استفاده کارفرما ها هم قرار گرفته. این شروع یک مسیر است.
بحث و بررسی دیدگاههای مختلف می تونه در حوزه هر کسب و گکاری موثر باشد.
خیلی کلی بود.مثلا فکر کنین طی چند سال یه سازمان میتونه به بعضی از کارمندهاش دیکته کنه شما باید ۵ زبان یاد بگیرین ، یه جا فرموده بودین بیایم برنامه بریزیم برا محل های با پتانسیل داخلی ، عزیز این حرف یه خطه اصن بیایم برا دنیا برنامه بریزیم چطوره؟؟ اما امکانش تا ده سال دیگه هم موجود نخواهد بود.یه اتوبانی که ۳ الی ۵ سال ساختش برنامه ریزی شده بود از سال ۸۰ بین رشت تهران داره کار میشه هنوز ۵ سال کار داره. بعد برا محل ها بیایم برنامه بدیم ؟ مجریش کی باشه؟ ناظرش؟ طراحش؟ راستی سایت شکایت : کشور هم از این سایتها زیاد داره ، از اداره برق تا نهادها و ارگانها از این جمعیت ۸۰ میلیونی مثلا روزی ۸۰ تا شکایت بیاد( ۱ میلیونم ) ماهی ۲۴۰۰ تا شکایت میاد کی میخونه؟؟؟؟ کی برسی کنه؟؟؟ سه تا مدیر تمام وقت با اختیار نیازه اونا رو رفع رجوع کنه. من موندم ما چقدر حرفهای قشنگ میزنیم یکم عملی تر فکر کنیم که فاصله صنعت با شما دانشگاهی ها کم شه .آرمانگرایانه و پاستوریزه و بدون امکان حرف زدن در شان یک تحصیلکرده نیست.
با سلام خدمت تمام دوستان و تشکر بابت نظرات مفیدشان.
بنده با نظر دوست عزیزم “خانم مبشری” در خصوص توریست درمانی خصوصآً در زمینه دندانپزشکی و جراحی زیبایی علی الخصوص با جذب گردشگران از کشورهای عربی اطراف کاملا موافقم و باید روش سرمایه گذاری و تبلیغات لازم و کافی انجام بشه.
اخیراً یک موسسه موثق اطلاعات و آمار گردشگری در امریکا که روند تحولات موجود در زمینه گردشگری در سطح کل دنیا رو رصد میکنه اعلام کرده که طبق اطلاعات و آمار بدست آمده از آژانسهای گردشگری و موسسات توریستی حجم بلیطهای رزرو شده و درخواستهای ویزای ارسال شده برای مسافرت به ایران افزایش قابل توجهی داشته و پیش بینی میشه که ایران در سال 2014 جزء 4 کشور اول دنیا در جذب توریست قرار بگیره ( البته اگه اتفاق سیاسی خاصی رخ نده) یکی از دلایل اون اینه که امریکا بعد از حدود 30 سال ایران رو از فهرست کشورهای نا امن برای توریستهای خارجی خارج کرده و پیرو این اقدام امریکا اغلب کشورها نیز این حرکت رو تکرار کردن.
( تمام دستاوردهای مذکور مدیون مذاکرات انجام شده در حاشیه سفر دکتر روحانی به نیویورک بوده)
من اگه جای مدیر سازمان گردشگری بودم اولین کاری که می کردم این بود که یک مطالعه اساسی در خصوص فرهنگ و آداب حداقل پنجاه کشور دنیا(فعلاً به عنوان گام اول، چون در ایران سنگ بزرگ نشانه نزدنه و متاسفانه از این سنگهای بزرگ در حد فرا کهکشانی تا حالا زیاد برداشته شده !) که در صدر مراجعه کنندگان به ایران هستند انجام میدادم و طی یک بخشنامه و دوره های آموزشی اثربخش عوامل مرتبط در هتلها، موزه ها و مراکز توریستی رو با نحوه برخورد با هر یک از توریستهای کشورهای مختلف آشنا میکردم.
مسلماً مردم هر کشوری به تناسب فرهنگ و آداب خودشون انتظار مواجه شدن با برخورد و بازخوردهای مناسب از طرف میزبانان خودشان هستند. مثلاً اگر قراره خود ما ایرانی ها به کشورهای خارجی سفر کنیم اونها باید بدونن که ما بیش از حد تعارفی هستیم علی الخصوص وقتی که با یک “در” روبرو میشیم و باید بعد از کلی تعارف به اطرافیان و رعایت حق تقدم از اون رد بشیم !
پیشنهاد مذکور بنده طی یک ماه اخیر در قالب یک بخشنامه 50 صفحه ای از جانب ریس سازمان گردشگری انگلیس به تمامی هتلداران و مراکز توریستی کشورشان ابلاغ و آنها ملزم به رعایت آن شده اند و جالب اینه که در این بخشنامه به جزیی ترین عادات و رسوم مردم کشورهای مختلف اشاره شده مثلاً :
* به هیچ وجه از توریستهای بلژیکی در خصوص تقسیم بندی کشورشان و نحوه گویش آنها سوال نکنید.
* همواره اتاقهایی با سقف بلند رو به توریستهای آلمانی و روسی پیشنهاد دهید.
* با امریکایی ها در خصوص نحوه تلفظ برخی کلمات بحث نکنید.
* ژاپنی ها را بیشتر به مراکزی ببرید که مملو از گل و گیاه باشد.
البته برای بهبود مشکلات توریستی کشورمون مسایل خیلی خیلی زیادی هست که باید رفع بشه و مطرح کردن همه اونها از حوصله این بحث خارجه….
ایران در سال ۲۰۱۴ جزء ۴ کشور اول دنیا در جذب توریست قرار بگیره !!!!!!!!
الان 15 ساله که نفر رو زبان ها انداخته که ایران از لحاظ پتانسیل جذب گردشگر جز 10 کشور اول دنیاست و ما هم در این پانزده سال با این امار داریم کیف می کنیم. (رتبه ما جز 70 تا کشور هم نیست و این یعنی بی کفایتی.
فکر کنم این اماری هم که شما گفتید یه داده جدید برای لذت بردن و شعار دادن مسئولان بشه.
با سلام
البته منظور من از آمار مذکور پتانسیل بالقوه جذب گردشگر بوده !
مسلماً در تایید نظر شما باید عرض کنم که به شرطی مییشه این پتانسیل بالقوه رو به واقعیت نزدیک کرد که بتوان تمامی زیرساختهای لازم رو به لحاظ مدیریتی، سیاستگذاری و … مهیا کرد که مطمئناً با این فرمون تا سال 3014 هم ماشین گردشگری به مقصد نخواهد رسید .
سلام
آقایان: مجتبی محمدیان، جواد حسینی، بابک
و خانم ها: لیلا خطیبی، خاطره توانا، زهرا مباشری، مینا بابایی و عاطفه
و یک دانشجو
خوب من سوالی کرده بودم و دوباره این سوال را مطرح می کنم.
بزرگترین و مهمترین اصل اساسی برای این سوال چی می تونه باشه؟
من چند روز دیگر منتظر می مانم و جواب را می نویسم.
با سپاس
سلام به همه
سوال
اگر من مدیر سازمان گردشگری بودم …
من هم پرسیده بودم که بزرگترین و مهمترین اصل اساسی برای این سوال چی می تونه باشه؟
خوب حالا جواب.
همه می دانیم که این سازمان دولتی است. بنابراین من ابتدا ضمانت و تضمینی می گرفتم که بیش از پانزده سال مدیر این سازمان باشم یعنی اصل بقاء. حالا به راحتی می توانم برنامه ریزی برای این مدت را آغاز نمایم و از همه شما عزیزان و سایرین راهنمایی و مشاوره بگیرم.
اگر من سه یا چهار سال در این سمت بمانم و بعد هم بروم، دیگر فایده به حال گردشگری نخواهد داشت.
مشکلی که الان با آن روبرو هستیم.
با سپاس
الحق حرف خوبی زدید
این را هم اضافه کنم که این سمت در ایران بیشتر به سمت سیاسی است و کسانی که در راس کار هستند دغدغه گردشگری ندارند
هر چی ما می کشیم از نفت است این نفت زیادی ما رو تنبل کرده
با سلام
به نظر من برای جذب گردشگر در ایران گذشته از امکانات کم گردشگری در ایران البته نه از نظر جاذبه از نظر فرهنگ برخورد با گردشگر از نظر امکانات کم گردشگری.از احداث رستورانها گرفته تا هتل ها به نظر تنها راهکار جذب توریست فقط و فقط استخدام و بکارگیری افرادی که در این زمینه تحصیل کردند نه اینکه افرادی که مدرک ریاضی دارند را به سمت و… برگزینیم ، یکی از مشکلات جدی و ناراحت کننده در ایران همینه که هیچ کس سر جاش نیس!ما در زمینه گردشگری باید از بچه های گرشگری استفاده کنیم
با تشکر
سلام دوستان ببخشید ما در مهریز یزد خونه قدیمی و سنتی داریم با توانایی پذیرایی از گردشگران ایرانی وخارجی.به نظرتون چه جوری جذب گردشگر کنیم؟ممنونم
سئوال اصلی که ذهن مرا مشغول کرده این است که در تهران چگونه گردشگر جذب کنم و کسب درآمد کنم؟ امکان پذیرایی در منزل و تهیه غذا را دارم.زبان انگلیسی ام هم بد نیست. لطفاً کمکم کنید. با تشکر
باسلام.هر انچه از حضور میهمانان خارجی شنیدیم موید اهمیت خاص زندگی بومی وفرهنگ ایران برای انهاست.صد البته که خیابانهای شیک وساختمانهای مدرن وهتلهای عالی در دنیای غرب قابل مقایسه با ما نبوده والبته ارضای نیاز توریست خارجی هم نیست.سرمایه عظیم ما در روستا ها مناطق عشایری ودشتها وکوههای همه مناطق نهفته است که با اداب ورسوم کهن والبته زنده وماندگار جذابیت خاص برای مسافرین سایر ملل دارد.که باید بر ان تمرکز کرد وراه صد ساله را چند شبه طی کرد .البته با ایجاد امنیت کامل مسافر وگردشگر.
جناب حسن ممنون از شما
باسلام خدمت دوستان
چقدرمطالب شماها جالب وقابل تامل بود
من به تازه گی در حال ساخت محلی سنتی با وسعت زیاد در کویر هستم . اینجا داری تپه های رملی و آسمانی با ستاره گانی روشن ومساعد جهت رصدنجوم هستم..
راهنمایی و ارایه نظرات شما بسیار مفید خواهد بود
ممنون
با عرض سلام و تشکر از راهنماییهای شما بزرگواران.
من وحیدرضا بیگلری مدیر و صاحب مهمانپذیر ممتاز فردوسی واقع در میدان قزوین تهران هستم.
خواهشمندم با توجه به شروع به کار تازه این مهمانپذیر جهت جذب توریستهای ایرانی و خارجی منو راهنمایی بفرمایید.
لازم به ذکر است که مهمانپذیر من دارای حمام و سرویس بهداشتی مجزا در هر اتاق میباشد. و تلویزیون و یخچال و سایر امکانات از نوع نسبتا مرغوب میباشد.
با تشکر
لطفا با مدیر ارتباطات کافه بازاریابی تماس بگیرید ۰۹۱۲۲۲۱۶۴۲۵
بنده مدیر یک مرکز اقامتی به نام بابا حسین کوهستان درروستای هدف گردشگری لایزنگان داراب فارس می باشم در نزدیکی بزرگترین دشت گل محمدی دیم جهان .دعوت می نمایم از تمام عزیزان که تشریف بیاورند واوقات خوبی راسپری نمایند.۰۹۱۷۷۳۱۶۴۰۸
سلام خدمت همه شما
اول از همه باید تبلغات کرد تبلیغ بهترین روش برای جذب توریست هاست در سایت ها و شبکه های ماهواره ای چطور کشور عربستان توی میان برنامه فیلم های ایرانی تبلیغ گرشگری را میکنه . باید پوله تبلیغات داد اونم در همه جا ماهواره فضای مجازی تلویزیون کشورهای مختلف مجلات خارجی ….با حرف و مقاله فقط یه چند نفر پولدار شب نشینی میکنند باید رسانه رو تقویت کرد شما هیچ هزینه ای بغیر از تبلیغات نکنید موفقیت حتما حاصل میشه
سلام. البته اگه منصفانه نگاه کنیم این خانه از پایه خرابست.
۱- جای به شما خوش میگذره که راحت باشین ، اگه هزاران قانون از پوشش تا….براتون بذارن برمیگردین بازم؟؟؟ منطقی باشیم
۲- اکثر پست ها در اداره گردشگری به دست افراد بی سواد اشغال شده پس انتظار میره همینی باشیم که هستیم.
۳- اگه جلوی خروج عرض رو در همین صنعت بگیرم انگار به ورودش کمک کرده باشیم ( درسته؟) بیایم برسی کنیم ایرانی پول رو کجا و برای چه میبره بیرون ؟؟ خوب باید نیازش رو داخل برطرف کنیم. هرچی که هست . اگه زشته و گناهه و…. پس هر کی رفت بندازیمش زندان . خیلی جالبه ، اونور رفتن و پول خرجش کردن ایرادی نداره اما اینجا نه . خوب با این منطقمون باید به کجا برسیم؟؟؟؟؟؟
۴-وقتی یه سرمایه گذار حاضر میشه سرمایه گذاری کنه شمای مسول باید اینقدر چابک باشی تا سره رو از ناسره تمیز بدی و اگه مثبت دیدی سریعا حلش کنی و نه چوب لا چرخش بذاری.
۵-هماهنگی بین اداره جات وجود نداره ، من طرح دادم میراث گفت : طرح شما ویژه و خاصه ، منابع طبیعی گفت : نه اصلا چون سیاست ما بر عدم واگذاری زمینه ، محیط زیست گفت : اگه منابع راضی بشه ماهم گیرمون رو رفع میکنیم ، امور اراضی گفت : میبینی که نمیشه ، بعد همون شخص در مصاحبه با هفته نامه زده : ۶۰۰۰ هکتار اراضی قابل واگذاری داریم ( آقایون درخواستاتونو بذارین رو هم ما یه جا کارت بکشیم این اداها چیه ؟؟)