پرش به محتوا

من زمین را دوست دارم،اشک هایش را نمیتوانم ببینم // میراث گذشته، میراث ما

انقدر این چند روز مسئله محیط زیست و آینده این زمین و نهایتا آینده فرزندانمان ذهنم رو درگیر کرده که نتونستم طاقت بیارم و مطلبی در این زمینه ننویسم. در این جا نمیدونم باید حامی بازاریابی باشم یا محیط زیست . لطفا شما قضاوت کنید…..

بسته بندی عاملی در جهت جذب و ترغیب مشتری است. بسته بندی که پس از باز شدن محصول راهی دیار ابدیت می شود. همه ما میدونیم که سالیانه شرکت ها مبالغ زیادی رو صرف طراحی و ارائه بسته بندی جذاب می کنند. چند روز پیش در یک فروشگاه به بسته بندی شکلات های پذیرایی نگاه می کردم. همه برندها بسته بندی های آن چنانی داشتند و تنها 20 تا 30 دونه شکلات درون آن هاست. من مشتری پول این بسته بندی رو میدم و سپس این جعبه را به محیط زیستم هدیه می دهم.

در آمریکا در هر ثانیه 60000 پلاستیک مصرف می شود!!! رقمی بس تامل برانگیز…..

میراثی که از گذشتگانمان برایمان باقی مانده رو با میراثی که ما قرار است برای آیندگان بر جای بگذاریم مقایسه کنید. اما در این دنیای پررقابت و کسب منفعت این طفل معصوم (زمین) که آرام آرام اشک میریزد و طلب کمک می کند را چه کنیم؟؟؟

به نظر خودم این مسئله به یک نبرد تبدیل شده ( نبرد بازاریابی و محیط زیست).آیا شما به عنوان یک مصرف کننده به خاطر حفظ محیط زیست حاضرید محصولی با بسته بندی ساده خرید کنید؟؟به نظر شما چه استراتژی رو در این راستا می توان انجام داد؟؟

۹ دیدگاه

  1. من به عنوان یک مصرف کننده، بسته بندی جذاب خیلی در خریدم موثر است، اما اگر جای برندها بودم یک استراتژی ترکیبی استفاده می کردم: بسته بندی های جذاب اما با موادی قابل تجزیه در محیط زیست. احتمالا این استراتژی هزینه های بیشتری در بسته بندی را تحمیل خواهد کرد اما پتانسیل خوبی برای تبدیل آن به مزیت رقابتی وجود دارد. به نظرم در ایران روی این موضوع از طرف برندها تمرکز نشده وگرنه اگر به عنوان یک ارزش برای مشتری مطرح شود مورد استقبال قرار خواهد گرفت.

  2. عالی بود خاطره جان، خیلی با احساس بود.

    واقعا بعضی از بسته بندی ها وسوسه کننده هستن اما خوب به قول شما برای زمین طفل معصوم ضرر دارن. با وجودی که خیلی سخته آدم تحت تاثیر بسته بندی قرار نگیره، از این به بعد موقع خرید حتما اشک های زمین رو در نظر می گیرم.

    در مورد مصرف پلاستیک گفتید، من حداقل برای خریدهای کوچیک از فروشنده کیسه پلاستیکی نمی گیرم، یه کم بهم حس خوبی میده. راستی تو تهران یه کتاب فروشی می شناسم که به جای کیسه های پلاستیکی، پاکت کاغذی میده، البته فضاش بیشتر هنری ادبی هست، من این حرکت رو خیلی خوشم اومد.

    1. سپاس مهسای عزیز
      خوشحالم که میبینم گام های مثبتی توی این راه برداشته میشه اما معضل بسته بندی هر روز و هر روز داره بیشتر میشه.
      برند آپادانا (دایتی) بر روی بطری های شیرش یه سرپوش به عنوان لیوان داره که واقعا با هزینه زیادی تولید میشه و معمولا هم ندیدم کسی از لیوان استفاده کنه و واقعا تقدیمی از طرف ما به محیط زیستمونه.چند روز پیش وقتی توی فروشگاه مرکزیشون داشتم خرید میکردم دیدم که شیر.شیرکاکایو و دوغ ها که در شیشه پت هستند بدون این سرپوش می باشند .واقعا خوشحال شدم و با خودم گفتم که شاید به خاطر محیط زیسته!!!
      از مسیول فروشگاه علت رو جویا شدم و گفتند به خاطر مشکلات اقتصادی فعلا تولید نمیکنیم.منم همون لحظه به ایشون گفتم که ایشالا این وضع ادامه پیدا کنه.
      یه همچین اجزای مکملی که واقعا نیاز ضروری نیست چه اشکالی داره که حذف شه؟؟!!!حتی خیلی از افرادی که دور و اطراف خودم دیدم حتی متوجه نبود این سرپوش نشدند پس چه بهتر که هیچ وقت تولید نشه

  3. سلام و سپاس از توجه به این موضوع فوق العاده مهم
    روندهای آینده در حوزه های مختلف مخصوصا در حوزه محیط زیست مشکلات عدیده ای را پیش بینی می کنند که قرار است ما با آن ها روبرو شویم. روندهای تکنولوژیک حال حاضر هم هم در مقابله با این آینده محتمل، تاییدی بر این موضوع است. به عقیده من نبرد بین بازاریابی و محیط زیست نیست. ما به عنوان فعالان و متخصصان بازاریابی باید با نگاهی عمیق تر به کسب و کارها کمک کنیم تا در جاده ای پیش بروند که هم سودآوری داشته باشد و هم محیط زیست شرایط بهتری را تجربه کند. بررسی این موضوعات درکافه بازاریابی با توجه مخاطبان آن مطمئنا در بهبود روند اثر به سزایی دارد. از یادداشت شما تشکر می کنم.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *