پرش به محتوا

نیسان آبی

نیسان آبی این بار با زودفود// سنگ، کاغذ، قیچی، قمار بزرگ بر سر اعتبار برند!

نیسان آبی این بار به روایت مهدی از زودفود: اگر میخواید بدونید زمانی که بی‌گدار به آب بزنید و اقدامات ترویجی و تبلیغاتی رو بدون برنامه‌ریزی و مطالعه قبلی انجام بدید چه بلایی ممکنه سرتون بیاد، بهترین راه اینه که یه نگاهی به مسابقه سنگ، کاغذ، قیچی «زودفود» بندازین. مسابقه‌ای که «بزرگ‌ترین بازی سنگ، کاغذ، […]

نیسان آبی // این بار با هواپیمایی آسمان// تا چه اندازه به خطوط هوایی داخلی برای رونق کسب و کار، تجارت، توریسم و … امیدوار باشیم؟

دکتر آرمان احمدی زاد:  چندماه پیش به دنبال تنش میان ترکیه و روسیه ، فعالان بخش توریسم از سرازیری مسافران روس به ایران خبر دادند و من همان موقع اشاره کردم به دو دلیل نبود زیرساختهای مناسب برای حمل و نقل و هتلداری و وجود برخی قوانین و محدودیتهای داخلی این اتفاق نمی افتد که […]

نیسان آبی // این بار با ایران خودرو// چرا اطلاعات من در جایی که باید محفوظ نیست؟

خاطره ای از لعیا بیدگلی: سر صلات ظهر یک روز گرم تابستانی، درست همانموقع  که زمین به زمان می پیچد و کارها بسان هندزفری گره می خورد تلفن همراهم به صدا در آمد وخانمی خوش بیان من را به نام خطاب کرد و با معرفی خودش گفت که از روابط عمومی ایران خودرو زنگ می […]

نیسان آبی // باز هم یک خط هواپیمایی دیگر // “یک جمله” که پرواز را خراب می کند

جاوید: تجربه بنده مربوط به یکی از خطوط هوایی ایرانی است که البته هرچقدر با خودم کلنجار رفتم که به روشی حرمت دار این برند باشم مثلاً اول اسمش را بنویسم و یا …ولی با توجه به تعداد محدود ایرلاینهای کشورمان و اینکه همگی آنها مصداق بارز مثل معروف گاو پیشانی سفید هستند لذا بهتر […]

نیسان آبی // این بار “هواپیمایی زاگرس” سوژه یک خاطره //به همراه تجربه خوب از هواپیمایی ماهان // خاطره ای از امین پرهیزکار

خاطره ای از امین پرهیزکار: خاطره ای که بازگو می کنم اگر چه مربوط به بیش از چهار سال قبل است اما ترجیح می دهم آن را از طریق کافه بازگو کنم تا دوستانی دیگری در دام این خدمات بد هوایی نیفتند. دلیل اینکه امروز موضوع را مطرح می کنم یکی، نبود رسانه برای انتشار […]

نیسان آبی // این بار در یک بانک // خاطره ای از محمد گیوه کی + توضیح کافه بازاریابی

خاطره ای از محمد گیوه کی // حدود یک ماه پیش برای پرداخت اقساط وامی که ۹ ماه عقب افتاده بود به بانک مراجعه کردم. می خواستم که همه قسط های ۹ ماه عقب افتاده را یک جا پرداخت کنم. اما خانمی که متصدی بانک بود گفتند که شما فقط می تونید الان در این […]

نیسان آبی // این بار “اورژانس” سوژه یک خاطره //خاطره ای از آقای علی

مقدمه کافه بازاریابی: از حق نگذریم که کسانی که در اورژانس کار می کنند به دلیل اینکه عملکردشان با جان بیمار سروکار دارد و از طرفی در فشار زمانی باید مسولیت خود را انجام دهند و عموما با بیماران در شرایط بد سروکار دارند افرادی شایسته احترام و توجه هستند. در این بین اما ممکن […]

نیسان آبی // این بار “بیمارستان هاشمی نژاد و رسول اکرم و …” سوژه یک خاطره // تشخیص نادرست چند مجموعه پزشکی، مقدمه فهم بهتر تفسیر دکتر هانت از متون آلدرسون

مطلبی به قلم دکتر محمد صادق اسحاقی: گاهی وقتا تمرکز بیش از حد روی بعضی موضوعات، شخص رو از تامل روی یکی از مهمترین دارایی‌هاش، یعنی سلامت دور می‌کنه!! و شدیدا این سوالات رو پیش روی فرد می زاره که آیا واقعا تقسیم وظایف اجتماعی، به نفع رفاه اجتماعی هست؟ واقعا تقسیم وظایف اجتماعی به […]

نیسان آبی // این بار “عطاویچ” سوژه یک خاطره شده است// مسولین عطاویچ حتما این نقد را می خوانند، نظر شما در مورد این تضاد چیست؟ // خاطره ای از آقای محسن

دفعه اول نیست که در کافه بازاریابی به برند عطاویچ می پردازیم. یادداشتهایی که معمولا پرمخاطب ترین یادداشتهای سایت بوده (اینجا، یک یادداشت با بیش از ۱۰۰ نظر) و مشارکت زیادی رو هم در بخش نظراتش شاهد بودیم. عطاویچ از نگاه بیرونی در حال باز کردن جای خودش در ذهن مشتری است و جوری ارتباط […]

نیسان آبی // این بار یک بیمارستان دیگر سوژه یک خاطره شده است // خاطره ای از لعیا بیدگلی

خاطره ای از لعیا بیدگلی // پیش فرض کُهَنی هست که اگر مشتریان به تو محتاج هستند، پس مشتری مداری وتبلیغات و سایر مخلفات و تئوری های بازاریابی محلی از اعراب ندارد و متاسفانه این پیش فرض همچون سنگ نبشته های باستانی در ناخودآگاه مدیران دولتی حک شده است و اولین رسته از مدیرانی که […]