مطلبی به قلم امیر موسوی؛ صبح جمعه هفته گذشته برای ورزش و استفاده از هوای نسبتا سالم تهران به باشگاه انقلاب تهران رفته بودم و اونجا با بیلبورد فوق مواجه شدم. با توجه به حجم مراجعه کنندگان و اقشاری که به این باشگاه مراجعه می کنند، تبلیغات محیطی زیادی در این باشگاه انجام میشه. من در یکی از شرکت هایی که قبلا فعالیت می کردم، بنا داشتیم که در این باشگاه تبلیغ کنیم و تا حدودی با تعرفه های تابلوهای تبلیغاتی اونجا آشنا هستم که خوب نسبتا قیمت بالایی دارند. برام خیلی جالب بود که یک شرکت عرضه کننده خدمات در زمینه محصولات اپل، یک تابلوی تبلیغاتی را فقط به صفحه اینستاگرامش اختصاص داده است. این مسأله کمی منو به فکر فرو برد. واقعا چقدر از پتانسیل شبکه های اجتماعی داره استفاده میشه. البته در سال های اخیر بسیاری از برندهای داخلی از شبکه های اجتماعی مختلف استفاده کرده اند، اما آیا واقعا ظرفیت بالای این شبکه ها برای برقراری ارتباط متقابل با مشتریان مورد استفاده قرار گرفته است؟ طبق یکی از تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۱۳ بیش از ۲۰٪ زمانی که کاربران آنلاین هستند، در فیسبوک می گذرد. این شبکه ها بوجود امدند تا جایگزین ارتباطات فیزیکی افراد شوند، پس تمام موضوعاتی که افراد در ملاقات های چهره به چهره به یکدیگر بیان می کنند، امروزه از طریق این شبکه ها بیان می شوند. ایجاد ارتباطات متقابل با مشتریان یکی از پتانسیل های قدرتمند این شبکه هاست. به نظر من ما در کشورمون برای برقراری ارتباطات متقابل با مشتریان هنوز راه زیادی در پیش داریم. استفاده از شبکه های اجتماعی بعنوان یکی از راه های بازاریابی تعاملی خیلی خوب می تواند در شکل گیری تصویر برند نقش مثبت ایفاء کند.
.
پاورقی: به نظر شما وضعیت استفاده از شبکه های اجتماعی در کشورمون در حوزه بازاریابی چطوره و ارزیابی شما از روندهای آینده این حوزه چیست؟ آیا نمونه موفق و اثرگذاری در میان شرکت های داخلی می شناسید؟
.

۳۷ دیدگاه
آقای موسوی ورود شما را به جمع نویسندگان کافه تبریک می گم و آرزوی موفقیت و پایداری برای شما متخصص بازاریابی و تبلیغات دارم
سلام استاد
خیلی ممنونم از نظر لطف شما. امیدوارم که این رسانه ای که فراهم کردید باعث ارتقاء بیشتر دانش بازاریابی و تبلیغات در ایران بشه. خیلی خوشحالم که عضو این مجموعه هستم.
آقای موسوی ممنون بابت مطلب خوب شما به نظر من سوال شما را می توان کلی تر مطرح کرد مثل آیا استراتژی هایی برای تبلیغات اینترنتی در شرکت ها وجود دارد. بنابراین بنده پاسخ سوال شما را از کل به جز شروع خواهم کرد.
همانطور که می دانیم بازاریابی الکترونیک انواع گوناگونی دارد .از جمله می توان به SEM که خود آن به دو دسته ی SEO (Search engine optimization) و PPC(pay per click) تقسیم می شود ، Email marketing و Social media marketing و … نام برد. هر کدام از این نوع تبلیغات سهم خود را دارند که از این میان بیشترین میزان به SEO یا بهینه سازی موتور جستجو مربوط می شود، ((بهینه سازی موتور جستجو مجموعه عملیات هایی است که بر روی یک سایت انجام می گیرد تا رتبه ی آن در صفحه نتایج موتور جستجو افزایش یابد .)) متاسفانه عملیات های مربوط به اینترنت مارکتینگ در ایران تنها ازروی چشم و هم چشمی و بدون استراتژی تبلیغات درست صورت می گیرد.
برای مثال آیا آماری وجود دارد که شاخص جدایی دیجیتال و اعتماد به فضای مجازی در میان خانواده های ایرانی چه قدر است برای اطلاع می توانید به گزارش WTO در حوزه فناوری اطلاعات رجوع کنید ((کلید واژه : Information technology report+ WTO)) یا پر استفاده ترین وسیله برای استفاده از اینترنت در ایران چه وسیله ای است ((تافن همراه طبق گزارش اشاره شده و طبق آمار وزارت ارتباطات)) یا اینکه تقسیم بندی کاربران اینترنتی چگونه انجام می گیرد ( کاربران informational ، کاربران transactional و کاربران navigational منبع : Search engine marketing – andreas ramos and stephnie cota -2010)
من به شخصه در جایی که کارمی کردم تمام این نوع روش های تبلبغات را می شناختند ولی نحوه استفاده از آن را خیر.
اما بازاریابی در شبکه های اجتماعی این نوع بازاریابی که به علت بالا بودن حجم اطلاعات کاربران و نیاز به تحقیقات کیفی و کمی متفاوت و پر هزینه از جمله Eye record یا social network analysis که خود یک رشته است ، بسیار پیچیده می باشد .
بیشتر درآمد های شبکه های اجتماعی از همین منبع یعنی فروش اطلاعات است (( به این فکر کنید که شما هر روز می دانید مردم به چه فکر می کنند آن وقت دنیا در دستان شماست)).
بازارایابی در شبکه های اجتماعی در ایران به شکل کاملا سطحی و غیر علمی با آن رفتار می شود و تنها از مغوله هایی مانندuser experience یا تجربه کاربر تنها نامی برای کلاس بخشیدن به یک کسب و کار استفاده می شود.
البته هستند شرکت های اندکی که در این بخش کارهای بسیاری خوبی انجام داده اند مانند نشر افق یا bodofood .
با احترام
سلام
خیلی از مطلب پر بار شما استفاده کردم اقای بیاتی و ممنون از حسن توجه شما. با توجه به دانشی که شما در این زمینه دارد، فکر می کنید که فیلترینگ نابهنگام شبکه های اجتماعی در کشور باعث شده تا شرکت ها خیلی در این حوزه سرمایه گذاری نکنند و جدی وارد نشوند؟
سلام آقای موسوی ممنون از حسن توجه شما وسوال بسیار خوبی که مطرح فرمودید
همانطور که شما مستحضر هستید ساعت ها و جلسات زیادی می توان در مورد وضعیت این نوع تبلیغات در ایران می توان انجام داد.
مبحث فیلترینگ غیر تخصصی برخی از شبکه های مجازی واقعا ضربه بزرگی به این تبلیغات زده است (البته هر تهدید ی ایجاد کننده فرصت نیز است) البته فیلترینگ یک امر داخلی نیست بلکه در خیلی از کشورهای دنیا به این امر توجه زیادی می شودو حتی برای شبکه هایی مانند youtube در داخل ایالات متحده و انگلستان نیز دسترسی محلی وجود دارد. ولی در ایران بحث کمی متفاوت است عدم قوانین مشخص در بحث فیلترینگ و سلیقه ای اجرا کردن این قوانین ونبود امکاناتی مانند فایروال های قدرتمند سخت افزاری (این نوع فایروال باعث می شود فیلترینگ به صورت جزیی تر و با دقت بیشتری انجام شود و صورت مسئله را پاک نمی کند البته کاربردهای دیگری نیز دارد) باعث شده است که فضای مجازی به یک تیغ دولبه تبدیل شود محیطی مه آلود که قدم زدن در آن نیاز به یک مه شکن قوی و آینده پژوهی دقیق نیاز دارد.شما فرض کنیدهمین فردا به شما بگویند اینترنت ملی که از هر کسی بپرسید یک تعریف از آن دارد را ه افتاده است خوب شرکت هایی که شبکه های مجازی سرمایه گذاری می کنند و یا اصلا کسب و کارشان در اینتستاگرام است نابود می شوند و یا برعکس در صورت اجرایی شدن طرح internet on air آمریکا چه اتفاقی برای کسب و کارهایی که تجربه حضور در این اقیانوس پر از ماهی را نداشته اند می افتد.
البته سرمایه گذاری در این بخش نیاز به تخصص نیز دارد که هنوزما نیروهای انسانی قدرتمندی در این زمینه نداریم و بیشتر تبلیغاتی که هستند پوچ و بدون عمق هستند. ( کم داریم)
با احترام
خیلی ممنونم اقای بیاتی از مطلب حرفه ای و هوشمندانه شما
بسیار جالب بود و استفاده کردم. من هم با شما موافقم. متاسفانه بحث تبلیغات در شبکه های اجتماعی هم مانند بسیاری از حوزه های دیگر کسب و کار در کشور ما از نبود ثبات امنیتی و تصمیم گیری آسیب میبینه
سلام. اتفاقا من دیشب در اینستاگرام به یک صفحه مشابه با این صفحه برخورد کردم و برام جالب بود. در فضاهای مجازی با تبلیغات مختلفی روبرو میشیم که بعضاً به دلیل تعداد زیاد اونها در کنار هم، برامون جذاب نیستند و ازشون عبور می کنیم. اما تبلیغات گزیده شده به خصوص در شبکه های اجتماعی به نظرم حتی می تونه از بعد شخصیت سازی برندها هم بسیار اثرگذار باشه.
سلام.
از این دست صفحات در اینستاگرام خیلی زیاد هستند. جالبه که خود من تا حالا چند تا از اون ها رو فالو کردم ولی هنوز خریدی انجام ندادم. فکر می کنید علت این بی میلی به خرید چی باشه؟
من هم مثل شما. فکر می کنم بیشتر به فرهنگ و عادت ها مربوط بشه.
من فکر می کنم کیفیت و میزان بهره گیری شرکت ها ی ایرانی از ظرفیت های شبکه های اجتماعی ،چندان رضایت بخش نیست.رضایت بخش بدین معنا و بدین مفهوم که هم در وسعت فعالیت و هم در عمق و کیفیت فعالیت ها ،چندان کارهای قابل تامل دیده نمی شود.فکر می کنم یکی از اساسی ترین و مهمترین عواملی که این شرایط را سبب شده است،نگاه و تعریف ما از شبکه های اجتماعی است.واقعیت این است که دیدگاه ها در مورد شبکه های اجتماعی روشن و واضح نیست.و طبیعتا در این شرایط نمی توان برنامه ریزی دقیقی برای بهره گیری از ظرفیت های این فضا انجام داد.لذا در شرایطی که نتوان برنامه ریزی دقیق و صحیح برای بهر گیری از بستر و فضایی داشت،طبیعی است که فعالیت ها در آن فضا ها و بستر ها نمی تواند در چارچوب استانداردها باشد و نیز نمی تواند موفق ارزیابی شود.
سلام
خیلی خوشحال میشم که اگر شرکت های خارجی که به نظر شما در این حوزه موفق عمل کردند، معرفی کنید و صفحاتشون رو اینجا لینک کنید تا دوستان بتوانند نمونه های موفق جهانی رو ببینند
با سلام
همانطور که دوستان اشاره کردند شبکه های اجتماعی در ایران رسمیت قابل توجهی ندارند واین باعث میشود که همه کسب و کارها برنامه ریزی مشخصی برای بازاریابی در این بستر را نداشته باشند و استفاده از این پتانسیل بیشتر در زمینه کسب و کارهای شخصی و فردی انجام میگیرد و خیلی هم خوب نتیجه میدهد چون کاربران در اوقات فراغت خودشان از این شبکه ها استفاده میکنند و اگر صفحه مورد نظر جذابیت خوبی داشته باشد و حس کنجکاوی کاربران را برانگیخته کند میتواند خیلی از اهداف بازاریابی و از همه مهمتر آگاهی را برآورده کند
سلام
منم با حرف شما خیلی موافقم که در زمینه آگاهی خیلی کمک می کنند ولی چطور میشه از این بستر پول درآورد؟؟
با عرض سلام و احترام
میتوان اهمیت هر محل برای تبلیغات را با توجه به میزان بازدید و رفت و امدی که در ان محل وجود دارد تشخیص داد. شبکه های اجتماعی همانند اینستاگرام و فیسبوک نیز میتوانند با توجه به بازدید زیاد افراد از انها فضای مناسبی برای تبلیغات باشند. نکته جالب توجه اینجاست که برخی از این شبکه های اجتماعی با توجه به علاقمندی ها و حتی اشخاص مورد علاقه افراد که از انها هنگام ثبت نام پرسیده میشود تبلیغاتی را در صفحه شخصی انها به نمایش میگذارند.
از شبکه های اجتماعی به راحتی میتوان برای معرفی محصولات و خدمات بهره برد و نیز این شبکه میتوانند پلی برای اطلاع رسانی نمایشگاهها و فروش های فصلی و هدایت کننده مشتریان بسوی شرکت مورد نظر باشند. در حال حاضر تنها اپلیکیشن ارتباطی که اجازه تبلیغات را صادر نکرده است وایبر میباشد.
حضور شرکت ها در شبکه های اجتماعی برای تبلیغات در حال افزایش است بطوریکه علاوه بر صاحبان فروشگاهها و شرکت های کوچک برند های بزرگ ایرانی نیز به سوی تبلیغات در این شبکه قدم بر خواهند داشت.
سلام و احترام به شما
البته در وایبر هم الان مدتیه که پیام های گروهی با شماره های ناشناس ارسال میشه که کاملا تبلیغاتی هستند. در واقع مثل پیامک های تبلیغاتی اونهه هم برای گروه زیادی از مشترکین وایبر ارسال می شوند. من خودم تا به حال چندین پیام تبلیغاتی از این نوع داشتم. در واقع شرکت ها دارن از همه ظرفیت ها استفاده می کنند ((:
سلام
البته در وایبر هم الان مدتیه که تبلیغات بصورت انبوه برای مشترکین ارسال میشه. در واقع مثل پیامک های تبلیغاتی عمل میکنند که خوب البته فکر می کنم طبیعتاْ خود شرکت وایبر در جریان نیست که در ایران همچین استفاده ای داره از شبکه اش میشه ((((:
با سلام
قبل ازینکه به سوال جواب بدم میخواستم چند مورد از مرتیی و معایب تبلیغات در شبکه های اجتماعی رو که بهشون برخوردم رو بیان کنم.
مزایا:
خب هنه ما می دونیم که اسن شبکه ها روز ب روز در حال گسترش هستن و ارتباط مردم ر شاعاتی از شیانه روز با هم توسط این شبکه ها صورت میگیره که یک نقطه قوت برای تبلیغات ب عنوان یک حلقه میانی این زنجیره ارتباطات ها میتونه باشه.
۱- اصل تمرکز جمعیت , یک عامل اساسی توی تبلیغات در اسن شبکه هاست، اینجا دیکه لازم نیست شرکتها بیان و به دنبال مشتریان بگردن ، مشتریان مثل دسته های بسیار زیاد ماهی هایی که توی اقیانوس ها شنا میکنن و با یک کلیک مسیر حرکت خودشون رو تغییر میدن، میتونن به عنوان صید این شرکت ها قرار بگیرن، اصل تمرکز به نظرم روی جمعیت آنی یا instat population تمرکز داره که یک پیام در یک لحظه به عده خیلس کثیری منتقل میشه.
۲-دومین مزیت میتونه انتقال اطلاعات جامع و دقیق توسط شرکت ها به مشتریان باشه، خب ممکنه در یک خرید حضوری شرکت نتونه همزمان به همه مشتری ها اطلاعات مرکزی و دقیقی رو امتقال بده و مشتری این امر ناخواسته رو به عنوان یک مشکل و عیب شرکت تصور کنه.
۳- در تبلیغات شبکه های اجتماعی میشه به صورت منحصر بقرد روی تکت تک مشتریان و خواسته هاشون تمرکز کرد و اونهارو مطلع کرد از کم و کیف محصول که
۴-هزینه صرف شده توس تبلیغات این چنین بسیار کمه در مقایسه با هزینه های هنگفت تبلیغات محیطی و تیزرها که یک مزیت بسیار عمده و اساسی میتونه باشه.
۵-به نظرم ایجاد تعاملات بین خود مشتریان میتونه خیلی خیلی تاثیر گذار باشه روی معرفی محصول شرکت، ایده هایی که شرکت میتونه از این بحث ها بگیره، و باهاشون نواوری خلق کنه، بازخورد رایگانی که از این بحث ها که مثل یک طوفان مغری محصول رو نقد میکنن میتونه خسلس به شرکت کمک کنه.
۶- در نهایت میتونم به بازار هدف اشاره کنم ، توی شبکه های اجتماعی دقت کردین حتما که مردم خودشون علاقه های خودشون رو با فالو کردن پیگیری مسکنن و نشون میدن، خب چی از اسن بهتر که یک بازار هدف متمرکز و در حال رشد و کاملا مشخص برای شرکت بوجود میاد.
از معایب تبلیغات توی اسن فضاها هم میتونم به بحث کپی رایت و حقوق ناشر و … اشاره کنن، بحث اعتماد به انتشار اطلاعات و سرقت هویت برند هم میتونه اسیب زننده باشه.
از دیگر معایب هم میشه به پایین تر اومدن عمر محصولات تو این فضاها نسبت به فضای واقعی بیزسنش اشاره کرد چرا که انتقال اطلاعات راجع به محصولات و تغییر در اونها انقدر سریع اتفاق میوفته که گاهی اوقات واقعا از طراحی محصول هم جلو میزنه و این یک محدودیت برای تولید طراحان توایدکنندگان میتونه باشه.
در مورد سوالتون هم نظر من اینه که تا چنوقت احیر شرکتها هموز تکلیف خودشون رو با اسن قضیه تمیدونستن که ایا ورود کردن و استفاده از این کانال ها قانونیه یا غیر قانونی، خب بحث مهمیه چون پای ابروی برند وسطه و ممکنه با یک برخورد همه اعتبارش زیر سوال بره تا اینکه اخیرا بخصوص اینستاگرام تبلیغاتش رو در فضای عمومی صانونی گسترده تو کرد که حتی من خودم توی مترو دیدم که شهرداری ادرس اینستاگرام خودش رو داره تبلیغ میکنه، پس تازه شرکت ها خیالشون از این بابت راحت شده و میتونن شروع کنن به تبلغات و .. ولی به نظرم من فرهنگ استفتده از تبلیغات در شبکه های مجازی “خاص” بازار زیرزمینی هستش، احساسی که من از این قضیه دارم اینه که بازار زیزمینی خیلی بهتر میتونه جوابگو باشه در ایران، چرا که مردم توی شبکه ها دنبال چیز های تازه میگردن و اثر بخشی تبلیغات شرکت های قانونی به نظرم به اندازه بازار زیرزمینی نیست،
با تشکر
سلام
خیلی مطلب جامع و حرفه ای بود. ممنونم. فقط سوال من اینه که برای بازار زیرزمیینی تا چه حد تبلیغات شبکه های اجتماعی مؤثر هستند؟ آیا فقط باعث آگاهی از برند میشن یا می تونن افزایش فروش هم داشته باشند و قصد خرید رو تقویت کنند؟
با سلام
اقای موسوی قبل از اینکه جواب سوالتون رو بدم باید عرض کنم ادبیات بازاریابی با اومدن این شبکه ها یکم عوض شده، دیگه شرکت ها با اون امیخته های قبلی و تحقیقات بازار و … سابق نمیتونن بیان و بازاریابی موثری داشته باشن، باید ابزارهای خودشون رو عوض کنن، ابزارهایی که به سمت e-marketing و بازاریابی به سبک شبکه سازی رفته، جایی که الان تبلیغات شرکت های بزرگ بر اساس email marketing و استفاده از ابزارهای اثربخش این موع بازاریابی رو اثربخش انجام میدن، ولی توی ایران این ابزارها چقد کاربردی هستن؟؟
مسلما برای شرکت های بزرگ که هنوز سردرگمن که فردا چه اتفاقی با این قوانین برای تبلیغات توی شبکه ها میوفته پس سرمایه گذاری در این بخش رو به تعویق میندازن، و الان میبینیم که خیلی عقب افتادن توی این قضیه، جالبه که حرفه ای ترین تبلیغاتی که توی این شرکت ها انجام کیشه حداکثر خرید تعداد انبوهی ادرس ایمیله که newsletter های تبلغاتی ارسال کنن و وقتی به دام spam ها به صورت ناخواسته میفتن کل سرمایشون از بین میره چون با این ایزارها اشنا نیستن،در حالی که استفاده از این ابزارها کار زیاد سختی نیست،
ولی بازارهای زیرزمینی چون از ابتدای ایجاد این کانال ها شروع به شناسایی بازار هدفشون کردن، ترسی هم از حذف شدن ندارن و به خوبی این ابزارهارو درک میکنن خیلی تونستن موفق باشن به طوری که من شنیدم مزون هایی که توی اینستاگرام تبلیغ میشن فروش لباس شب های پاساژهای تندیس و قائم رو جدیدن به یک لباس در روز کاهش دادن،که خیلی موضوع قاب تاملیه.
در مورد e-marketing
شخصا یک مطلبی رو برای سایت ارسال میکنم که با این ابزارها اشنا بشیم
با تشکر
سلام
خیلی ممنون از مطلب جامع شما. بی صبرانه منتظر مطلب شما هستم جناب زمانی
سلام
از جسارت این شرکت خوشم اومد. اختصاص یک بیلبورد به ایستاگرام اقدام جسورانه حساب میشه
سلام آقای موسوی. مطلب جالبی رو ارائه کردید. فکر میکنم سبک جدیدی در تبلیغات به نام اینستاگرامیسم داره شکل میگیره 🙂 منم بیلبورد مشابهی رو در مدرس دیدم که فقط آدرس اینستاگرام رو زده بدون بدون هیچ توضیحی به نام eshgh_tatil_nist که من فکر میکردم باید یه تبلیغ فرهنگی مذهبی باشه اما وقتی اینستاگرام رو چک کردم دیدم اسم یه سریال هست. به هر حال حرکت جالبی بود برای آگاهی دادن روش خوبی بود:)
سلام خانم میر اشرفی
خیلی ممنون از لطفتون. چون ما همه به نوعی با شبکه های اجتماعی درگیر هستیم طبیعتا موضوعاتی هم که در حوزه کاری ما باشه و با این شبکه ها مرتبط باشه برامون جذابیت بیشتری داره ((:
سبک اینستاگرامیسم هم عبارت جالبی بود که میتونه به نام شما در تاریخ تبلیغات ثبت بشه ((:
بله من حق کپی رایت این عبارت رو باید ثبت کنم 🙂
سلام به دوستان عزیز کافه ای
در تایید فرمایشات خانم میراشرفی، من دیروز بعد از خواندن مطلب خوب شما امیر موسوی عزیز، با همین بیلبورد عشق تعطیل نیست برخورد کردم و برام خیلی جالب بود که اون هم به عنوان یک رفرنس که الان در هر جا و زمانی میتونه در دسترس باشه، استفاده کرده.
البته هنوز وضعیت مجوز گرفتن یا نگرفتن اینجور طرح ها در هاله ای از ابهامه. بیلبورد باشگاه انقلاب هم چون در داخل باشگاه انقلابه تونسته اکران بشه وگرنه در سطح شهر اصولا مجوز نمیگیره.
اما در هر صورت به نظر من هم این پتانسیل ها بسیار جذاب و در این دوران بجا هستند و فکر میکنم میتونن به خلاقیت بیشتر در ایده های تبلیغاتی کمک کنه.
یکی از دغدغه های اصلی صاحبین برند اینه که در فضایی قرار بگیرن که فقط خودشون باشن و مشتری، صفحه اینستاگرام یا فیس بوک یا پینترست هر برندی میتونه این فضا رو ایجاد کنه. این بیلبوردها و تبلیغات در واقع میتونه با آدرسی که میده مشتری رو به اون فضا هدایت کنه و اینجوری یک تبلیغ اثربخش و یکپارچه رو خواهیم داشت.
اینم عکس بیلبورد سریال عشق تعطیل نیست به همراه آدرس اینستاگرام
ممنون آقای داورنیا با این عکس و تحلیلتون مطلب رو کامل کردید.:)
با سلام وتشکر از مطلب خوبتون..به نظر امروزه تلفن همراه و تبلت و…اجزای جدا نشدنی از هر کدام ما هستند طوری که بدون اغراق بگم کمتر کسی از ما بدون این وسایل بیشتراز چند ساعت دوام نمیاره به خصوص که خیلی راحت میشه با یه سرعت معمولی خط تلفن همراه وارده دنیای مجازی شد و اونو زیرو رو کرد..پس توی این موقعیت که کمتر کسی حوصله گوش دادن به رادیو خوندن روزنامه یا حتی دیدن تبلیغ تلویزیونی رو داره این شیوه شاید بهترین و شاید بعضا به صرف ترین شیوه اطلاع رسانی باشه….که البته آشنایی مخاطبین دنیای مجازی با دنیای مجازی محصول ما باید به شیوه ای هوشمندانه صورت بگیره…دادن اطلاعات جزئی و موثر رغبت بیشتری برای وارد شدن به دنیای ما به مخاطبان میده
سلام و تشکر از نظر لطفتون
البته بحث فرار مخاطبان از این نوع تبلیغات در شبکه های اجتماعی هم مطرح میشه چون این نوع تبلیغات معمولا خیلی تهاجمی هستند ممکنه که باعث ایجاد ذهنیت منفی در کاربران شوند. به نظر شما چطور میشه با این مشکل مقابله کرد؟
اصلا تعجب نداره
روزی میاد که از بودنتون در فضای حقیقی و تبلیغات کلاسیک تعجب می کنید!!!
اتفاقا تلفیق دنیای مجازی و حقیقی جای بحث بسیار دارد. بعضی از شرکت ها مثل دی جی کالا از مجازی به دنیای حقیقی میان، بعضی از دنیای واقعی به مجازی و بعضی توی لاک خودشون هستند.
وقتی در بازار دنیای خودت (مجازی یا واقعی) سهم داشته باشی بهتره از دنیای دیگر هم سهمی بگیری، می تونی بسیاری از مشتریان واقعی ات رو پیدا کنی و با خودت به ان دنیا ببری. می تونی از آن دنیا برای مشتریان ات ارمغان بیاری و …
از نظر من:
دنیای مجازی ای که برای تبلیغ ازش استفاده کرده (با توجه به شبکه های مجازی مختلفی مثل فیس بوک و …) جزو بهترین هاست، بخصوص با توجه به محصول معرفی شده اش بنابراین این کارش 20 داره
اینکه مشتریان در دنیای حقیقی رو به دنیای مجازی اش دعوت می کنه 22
سلام .. من هم با آقای عزیزی بسیار موافقم که این شرکت اقدام جسورانه ای انجام داده، گزچه در حال حاضر شاید بی اغراق بتوان گفت 80 % فضاهای اجتماعی مثل فیسبوک و اینستاگرام رو تبلیغات پر کرده و به خصوص در اینستاگرام بیشتر شاهد آن هستیم.
فکر می کنم درصد بالایی از اثربخشی این تبلیغات به اعتماد مردم بر می گرده حتی در رابطه با یک برند خاص هم همین طور، باید از اورجینال بودن آن مطمئن بود. چون احتمال جعلی بودن صفحات و تبلیغاتم هم قطعا هست پس شاید سرمایه گذاری در آن زیاد نتونه باعث موفقیت ما بشه . اما اگر صحبت فقط از آگاهی و اطلاع رسانی باشه قطعا می تونه روش خوبی باشه چون تعداد کاربران این شبکه بسیار گسترده است اما فروش اینترنتی آنها به دلیل اعتمادی که در خیلی از مصرف کنندگان نیست نمی تونه کارآمد باشه.
با تشکر
سلام آقای موسوی. به نظر من در همین فضای مه آلود هم امکان استفاده زیادی از این شبکه ها وجود دارد. لازم نیست چون شبکه اجتماعی است حتما قشر بزرگی از اجتماع را مد نظر قرار دهیم. فکر می کنم می توان بر روی گروه های کوچکتر تمرکز کرد و با ایجاد گروه هایی برنامه ریزی شده و در نظر گرفتن برنامه هایی برای هویت بخشیدن به اعضای گروه نه تنها مشتری جذب کنیم بلکه میتوان مشتری را وفادار کرد و رابطه احساسی با مشتری برقرار کرد. زمانی که بتوانیم اعتماد یک گروه کوچک را جلب کنیم ، می توان کم کم به گروه های مجاور گروه پیشین نیز دست اندازی کرد.در این صورت حتی با وجود فیلترینگ هم منابع ما نه تنها هدر نرفته بلکه برای ما سود آوری ایجاد کرده است.
سلام خانم قاسمی
خیلی ممنونم از توجهتون. تحلیل جالبی داشتید. شما خودتون تجربه ای در این زمینه داشته اید؟
در ادامه خواستم بگم می توان برای جلب اعتماد افراد از افراد سرشناس استفاده کرد
با سلام و احترام
آقای دکتر موسوی
مطلب بسیار مفید و به جایی بود. استفاده از ظرفیت شبکه های اجتماعی برای تبلیغات راهی موثر برای تعامل سازنده با مشتریان و معرفی محصولات می باشد که امید آن میرود در کشور ما توجه بیشتری به این موضوع مبذول داشته شود. ضمنا امیدواریم مطالب مفید دیگری از این دست از جنابعالی ببینیم.
سپاس
lمن فکر نمیکنم این دست تبلیغات تهاجمی باشند بیشتر این برمیگرده به انتخاب خوده مخاطبان که از چه شبکه اجتماعی استفاده کنه یا حتی وارد صفحه کدوم شرکت بشه…البته اگه منظور شما رو درست متوجه شده باشم
سلام آقای موسوی .. ممنون که بحث بازاریابی با شبکههای اجتماعی رو توی کافه باز کردین.
فکر میکنم مدت زیادیه که استفاده از این شبکهها برای بازاریابی توی کشور ما شکل گرفته .. نمونههای زیادیش روی فیس بوک هست و حتی کسب و کارهایی وجود دارن که فقط با یه صفحه فیسبوک اداره میشن .. (هر جند من هم معتقدم که از تمام ظرفیت این ابزارها استفاده نمیشه توی ایران)
الان توی اینستاگرام خیلی از کافهها و رستورانها فعال هستن .. تبایغات به این شکل به خاطر ارتباط خیلی شخصی و نزدیکی که با مخاطب برقرار میکنه و ویژگی تعاملی بودنش هم اثربخشی خودش رو داره و هم تجربه خوشایند و دلچسبی برای افراده.
جایی که من کار میکنم (نیش مارکت خدمات درمانی) از بازاریابی شبکههای اجتماعی برای برندینگ شخصی استفاده میشه .. جالبه بدونین که پزشکها چشمو همچشمی و حساسیت خیلی زیادی در مورد مطالبی که ازشون در شبکههای اجتماعی گذاشته می شه دارن.. حتی محتوای صفحه لینکدین یا تعداد افرادی که توی توئیتر اونها رو دنبال میکنن هم براشون بسیااار مهمه ..
با روندی که شاهدش هستیم فکر میکنم استفاده از این شبکهها روز به روز بیشتر و فراگیر تر هم بشه.
موفق و پیروز باشید.
سلام
خیلی ممنون از نظر لطف شما و تحلیل کاملتون.