پرش به محتوا

تحلیل

مک دونالد و بیلبورد حساس به دمای هوا

کارهای گوریلا یا امبینت جز اقدامات برندهای بزرگ همیشه بوده است. این بار مکدونالد. در این ایده با بیلبوردی سروکار داریم که به دمای هوا حساس است./ مردم دست به دعا می برند که هوا به ۳۸ درجه برسد تا از محصول رایگان برخوردار شوند.

آگهی های محیطی طبرستان، قابل قبول در متن، قدرتمند در فرامتن

برای ما که در تهران نشسته ایم و همه چیز را با متر و معیار تهران می سنجیم تحلیل درست اتفاقاتی که خارج است تهران رخ می دهد گاه با خطا همراه است.تبلیغات در شهرهایی غیر از تهران و مشخصا تبلیغات در شهرهای نوار شمالی کشور، جایی که افق دید وسیع تر. جاده ها پهناورتر، سرعت حرکت بالاتر و نور کمتر محیطی در شب وجود دارد، اساسا با تهران فرق می کند. با نسخه تهران به سراغ شهرستان رفتن غلط محض است. در نوار شمالی نه تبلیغات مینیمال جایی دارد و نه تبلیغات روشنفکرانه که بیش از اینکه در خدمت پرزنت برند باشد طراحش را پرزنت می کند. جایی که

این مخاطب، منتظر تو می ماند // برای شیرآلات کسری

این پاراگراف مهمترین بخش حرف من است. همین اول بگویم این خروجی تبلیغاتی که می بینیم برای چه برندی خوب است؟! برندی که سالها در بازار است و صدایش همیشه به مشتری رسیده یا برندی که می خواهد چراغ هایش را روشن کند، قاعده بازی را تغییر دهد و با کشتی از دل طوفان (که البته در شرایط کسب و کار ما بیشتر عبور از دل رکود است)، عبور کند و طرحی جدید رو کند و سهم بگیرید؟ به زعم من، پاسخ گزینه دوم است. اگر در ذهن برنامه ریزان این مجموعه آگهی، این چنین بوده باشد باید دستمریزاد گفت و اینکه کمپین کار خود را کرده و …

اسنوا // این مجموعه آگهی محیطی ارزشش را دارد

از این جا شروع کنیم که بالاخره به یک مجموعه آگهی رسیدیم که ارزش حرف زدن دارد. اگر تبلیغات در ایران را به دو بخش “ماقبل نقد” و “قابل نقد” تقسیم کنیم حجم زیادیشان ارزش نقد ندارد. اما حالا با اسنوایی سروکار داریم که خروجی اش ذوق حرف زدن درباره تبلیغات را در آذمی شکوفا […]

این برندهای ایرانی اگر واقعا نام ایرانی داشتند چه می شد!

در یک دنیای موازی این برندهای ایرای که لیست بلندبالایی می تواند داشته بشد اگر نامی ایرانی داشت با چنین نامهایی بر می خوردیم. شاید در ترجمه می شد نامهای بهتری را هم پیدا کرد. این یک نقد به برندهای ایرانی نیست وفقط یک پارودی و نگاه دوباره به نام هایاین برندهاست و تاکید بر […]

داستان تکراری بودن جوایز قرعه کشی در ایران

داستان جایزه در تبلیغات برندها آن هم در ایران داستان پر فراز و نشیبی است. در اینجا برخی از این قوانین را با هم ببینیم.با قوانین عجیب هر روزه سازمان، در واقع غیر از پول نقد هیچ چیز دیگری به برندگان نمی توان داد! جایزه باید مشخص، یکسان برای همه و بر اساس پیام فرامتن قوانین سازمان، غیرخلاقانه باشد.

سن ایچ، برنداکتیویشن و دیگر هیچ

برند اکتیویشن که یک روش ارتباطی خلاق برای برندها جهت ارتباط با مخاطبانشان است، برای برندهایی که سالها در بازار حضور دارند و به نوعی از هر دَری با مخاطبانشان گفته اند بیش از سایر برندها اهمیت دارد. به ویژه برندهای FMCG. برند اکتیویشن سن ایچ که در آن مخاطب از نزدیک با شیوه‌ی تولید […]

اقتصادِ تبلیغات ایران، رقابت برندها و مشتری انتخاب کننده!

هنوز همه چیز به شرایط قبل برنگشته است. به زبان ساده هنوز صنعت تبلیغات از شوک وقایع هشت ماه اخیر بیرون نیامده است اما در حال بیرون آمدن است. این را می توان از حجم کم تبلیغات تجاری در رسانه های مختلف و حتی از حضور کمِ برندها در تبلیغات متوجه شد.

تصویر روز نخست مقابل دیدگان

حتما کسب و کارهای زیادی هستند که وقتی از صفر شروع کردند از آن دوره عکسی و نمادی و وسیله ای را به عنوان یادبود همواره در مقابل دیدگان خود قرار می دهند که یادشان باشد چه مسیر دشواری را برای رسیدن به جایگاه قابل اعتنای کنونی طی کرده اند. در این بین ۴ کسب […]

هافمن و کلاسی متفاوت از خلق آگهی

در برخورد با آگهی تلویزیونی هافمن این بار علاقه دارم تا از زاویه تکنیک تولید به آگهی بپردازم. اساسا آگهی از تحلیل گر این را طلب می کند.با گفتن این جمله که هافمن هوشمند، در زمان درست، درکی درست از دغدغه مخاطب داشته و چالش این روزهای او یعنی گرد و خاک را به عنوان […]