پرش به محتوا

بازاریابی

نامه سرگشاده یک هموطن به آقای ثابت، بنیانگذار هتل 5 ستاره داریوش // این مردم ریزبین

مطلبی به “همت” خاطره توانا: هیچ وقت دوست نداشتم مطلبی با این همه انتقاد درمورد یه جایی مثل هتل داریوش کیش که بنای زیباش نمادغرور هرایرانی بنویسم.ولی وقتی بی توجهی مدیران هتل رونسبت به وظایفشون و عدم آگاهی مسافران رو نسبت به حقوقشون دیدم دلم نیومد که این مطلب رو مستقیما خطاب به جناب آقای […]

تشکر از اعضای کافه بازاریابی به ویژه جواد حسینی

خوشحالم که به همت اعضای کافه بازاریابی به ویژه دوست عزیزم جواد حسینی (تصویر پیوست) ، سایت کافه بازاریابی در این فضای جدید، فعالیتهای خود را ادامه می دهد . ان شاالله من هم در این فضای جدید مطلب می نویسم . رفته رفته رفقای دیگر ما هم به این جا اضافه می شوند.

درسی آموختنی از یک بلال فروش// این طور کار خود را رونق ببخشیم.

خاطره ای به قلم محسن عامری: چند هفته پیش، هنگامی که با همسرم در خیابان های شیراز در حال رانندگی و بازگشت از خرید بودم، گرسنه شده بودیم و در ذهنم به دنبال چیزی می گشتم تا بخوریم، اما نمی دانستم به چه نوع خوراکی میل دارم و همسرم هم هیچ پیشنهادی نداشت که ناگهان […]

چگونه مشتریان خود را فعال تر کنیم // خاستگاه باشگاه مشتریان در دنیا کجاست؟

از امروز پروژه ای کاری در خصوص باشگاه مشتریان محول شده به بنده . حقیقتش جستجوی بنده در مورد ماهیت، اهداف و استراتژیهای متعاقب این مفهوم در بازاریابی از سال ۱۳۹۰ و درست از زمانی که بصورت اتفاقی به عضویت باشگاه مشتریان بانک ملت در امدم شروع شد.

بازاریابی به شیوه چینی ها// یک خاطره خواندنی در کافه بازاریابی

خاطره ای [خواندنی] به قلم عارفه میرزایی: برای خرید قطعه ای مهم در واگنهای راه آهن بین شهری به چین سفر کرده بودیم . برای این قطعه قیمت ۴۰ دلار در نظر گرفته شده بود و نمونه مورد نظر از لحاظ جنس و ظاهر و کارایی نیز همراهمان بود. به شرکت چینی تولید کننده مراجعه […]

“P” های فروش به زبان طنز // وقتی طنز به خدمت بازاریابی در می آید.

مطلبی به قلم آقای مهرزاد: فروش و فروشندگی نیز مثل آمیخته بازاریابی دارای پی های خاص خودش است که با هم می خوانیم. 1- پشه: مشتری است؛  زمانی که  میخواد جلوی فروشگاه پارک کنه، اما با یک مانع در حد خط ماژینو مواجه میشه. یادتون باشه: صاحب مغازه همیشه اربابه و ارباب ها اولویت دارند! […]

بعد از مدتها یک خاطره مثبت در کافه بازاریابی//خاطره 50 کیلویی

خاطره ای به قلم امید مرادی: من درسنین جوانی مدیر یک شرکت بسته بندی و تولید ادویه جات بودم که در کیسه های 50کیلویی هم به صورت فله زردچوبه رو می فروختیم .یک روز به یکی از مشتریها 5تا کیسه 50کیلویی فروختیم که بعد ازمدتی ایشون با کارخونه تماس گرفت که این چه وضعیه و از […]

اپیدمی برندهای جعلی // هایدا یا هایلا کدام اصل است؟ //چه برند جعلی دیگری می شناسید.

در خانه نشسته اید. میهمان نیز در خانه حضور دارد. قصد دارید از تلویزیون جدیدی را که خریده اید کمی تعریف کنید. کلی از ویژگی های آن با آب و تاب می گویید. دست آخر میهمان می پرسد چرا اصلش رو نخریداید و قلابی آن را خریده اید؟ جا می خورید و می گویید Panasonic […]

چه کسی هوای محصول ما را در هایپراستار دارد؟ //بیشتر بشناسیدش.

معمولاً از طرف شرکتهای تولیدی یا توزیعی (تامین کنندگان) دو طیف نماینده در سطح فروش فروشگاه های چون هایپراستار استقرار پیدا می کنند  Merchandiser  و   Poromotorها. اساساً کار این دو طیف شغلی کاملاً متفاوته. مرچاندایزرها در سطح فروش استقرار می گیرند که هوای کالای تامین کننده را داشته باشند، به سرپرستان یا مدیران فروش فروشگاه […]