من اگر جای مدیر برند “محسن” بودم // آیا شما هم استراتژی جایزه محوری را پیش می گرفتید؟

بخش “من اگر جای مدیر …. بودم” یواش یواش داره جای خودش رو بین دوستان باز می کنه. این نوبت از سری یادداشتهای “من اگر جای مدیر … بودم ” را اختصاص دادیم به برند محسن. اما قبل از هر چیز دوست دارم بحث را با ذکر این خاطره شروع کنم که ” در برنامه “سینما گلخانه” یکی از مدیران این شرکت (یعنی محسن) به صورت زنده و در حین قرعه کشی یک دستگاه تویوتا با سوال مجری مواجه شد. مجری پرسید.:

مجری: اقای مهندس یه ذره در مورد نتایج این پیامک های میلیونی که براتون می فرستند برای ما توضیح بدید؟

مهندس نیز در جواب گفت: ما این پیامک ها رو بررسی کردیم و ارسال چندین باره پیامک در دوره های مختلف و شرکت در قرعه کشی نشون می ده که مردم محصولات و چای محسن رو به خاطر کیفیت اون می خرند نه به خاطر جوایز اون.

از اون لحظه همش در حال فکر کردن هستم که این آقای مهندس واقعا چه جوری به این نتیجه رسیده. … بگذریم

این روزها که برند محسن با محصول چای سر زبانها افتاده، شما اگر جای مدیر این برند بودید چه می کردید؟ یا شاید هم چه کار نمی کردید؟ منتظر نظرات شما هستیم.

پاورقی:

شرکت محـسن فعالیت خود را در زمینه مواد غذایی از سال 1378 در اصـفهان آغاز کرد . امروزه نام محسن درصنایع مواد غذایی مساوی با کیفیت بالای محصول ، تحویل به موقع و پایبندی به شعار مشتری مداری است [البته به گفته مدیران این شرکت]. دامنه و شهرت کیفیت محصولات این شرکت به سرعت به تمام شهرهای ایران و اکنون به کشورهای حاشیه خلیج فارس کشیده شده است و در حال حاضر در کشورهای امارات ، عراق ، کویت ، ترکیه ، بحرین و روسیه دارای دفاتر فروش می باشد .(به قول فردوسی پور چه می کنه این جایزه ها). مردم ایران برند محسن را بیشتر با برنج و چای می شناسند.


30 thoughts on “من اگر جای مدیر برند “محسن” بودم // آیا شما هم استراتژی جایزه محوری را پیش می گرفتید؟”

  1. سلام
    داشتن چندین پیامک در دوره های متوالی قرعه کشی از یک مخاطب دلیل کیفیت نمیشه بلکه دلیل خوش بینی مخاطبه که به امید برنده شدن شاید چندین بار محصولی رو که نیازی به اون نداره خریداری میکنه و دلیل محکم اون نه تنها در اون شرایط کیفیت نیست بلکه کد قرعه کشی هست! چه دلیل پایداری برای ادامه ی رابطه بین محصول و مشتری!!!
    ولی در پایان این قرعه کشی ها ایا فروش به همان میزان ادامه داره؟؟ اگه دلیل کیفیت باشه باید ادامه دار باشه ولی اگه دلیل فقط جایزه باشه چی…؟؟ به نظرم استفاده از این استراتژی نمیتونه همیشه جواب بده چون کسانی که این خرید رو به خاطر جایزه میکنن بعد از چندین خرید و برنده نشدن نسبت به محصول بی اعتماد شده و قرعه کشی رو حتی در بین افراد دیگه دروغ تلقی میکنن!!!
    من اگه جای مدیر عامل شرکت محسن بودم تو شرایطی که مردم به این محصول روی اوردن حتی بعد از قرعه کشی اینبار تمهیداتی قائل میشدم که از محصولات با کیفیت بهتر و همچنین از مزایای دیگر در کنار خرید محصول بهره مند میشدن تا هم توجه و اعتماد مردمی که در قرعه کشی سودی از خرید محصول نبردن جلب بشه و هم در راستای اهداف بلند مدت شرکت قدمی برداشته باشم. !!!
    جایزه بیشتر = فروش بیشتر= اعتماد بیشتر در اوایل تبلیغات
    باید مراقب بود بعد از مدتی تبدیل نشه به :
    جایزه بیشتر= فروش بیشتر= کیفیت کمتر!!!
    پایبندی به مشتری مداری و کیفیت محصول در این مواقع نمود بیشتری داره!!!

      1. به نظر من محصولات محسن از کیفیت نسبتا خوبی برخورداره ولی منظور من به تاکیید بر حفظ کیفیت بعد از روی آوردن مردم به محصول بود نه نداشتن کیفیت!!! و هم چنین منظورم از خرید در صورت نداشتن احتیاج به اون محصول این بود که وقتی افرادی در 2 هفته چندین بسته چای میخرن دلیل تموم شدن چای یا خرید به خاطر کیفیت نیست بلکه به خاطر شرکت در قرعه کشی هفتگیه!!
        در هر صورت داشتن این استراتژی نمیتونه در کل راهکار خوبی باشه مگر جایزه دادن همیشه ادامه دار باشه که این کار به نظرم ممکن نیست!!!

  2. سلام
    زمانی رو بیاد می اورم که از چایی که پدر مرحومم برای خانه می خرید لیوان و حتی قاشق کوچک و بزرگ در می آمد یعنی جایزه بود.
    اما الان از این چایی خبری نیست و یا اگر هم باشد من بیاد نمی آورم زیرا که آن جایزه ها برای آن زمان خوب بودند.
    “به قول فردوسی پور چه می کنه این جایزه ها”
    درسته این جایزه ها برای مردم انگیزه می آورند تا مردم از این محصولات خرید کنند اما وقتی دیگر این جایزه ها نباشند، آن موقع دیگر مردم از این محصولات نمی خرند زیرا که مردم به خرید محصول جایزه دار شرطی شده اند. به همین ساده گی.
    سوال: این هواپیمای دو موتوره ایرانسل برای چه کسی در اومد؟ اون بی ام و فلان مدل چطور؟ الان می بینیم که سیم کارتهای رایتل اومده و بعد از مدتی هم فلان سیم کارت و …
    دیگر محسن از این که بیشتر و بهتر نمی تونه جایزه بده. خوب اگر هم داد باز مردم بیشتر از اون رو می خواهند و خواهند خواست.
    بنظرم راهکارهای خیلی بهتری وجود دارد.
    اگر مدیر شرکت محسن علاقمند باشند حاضرم تا چندین راهکار خوب و مفید رو پیشنهاد کنم که البته …

  3. سلام
    شخصا با وجود این همه تبلیغات محسن هیچ محصولیش رو امتحان نکردم و مایل هم نیستم امتحان کنم. کلا از نوع تبلیغاتش خوشم نمیاد و یه جورایی احساس خوبی بش ندارم..
    اما اگر حای مدیر این شرکت بودم همین استراتژی رو ادامه میدادم.کلا مردم ما از جایزه خوششون میاد و دوست دارن تیری رو در تاریکی بتدازن پس من هم به عنوان مدیر هی جایزه می دادم و هی از بیشتر شدن سرمایه ام لذت می بردم

    کلا از این برند خوشم نمیاد.بدون هیچ دلیل خاصی!!!!!
    و برام نماد یک محصول با کیفیت پایینه.
    میدونم این نظرم اصلا در حد یه فرد به اصطلاح کارشناس نبود. ببخشید دیگه برند محسن و ……

  4. درود بر همگی……..!
    من اگر جای مدیر “محسن” بودم……….>>
    1- از همین تریبون(تبلیغات چایی و جایزه) محصولات دیگه رو پیشنهاد میدادم و شایدم مردم را یاد تبلیغات برنج محسن و عجب قدی داره برنج محسن می انداختم!
    2- بجای یک اتومبیل گران قیمت ، تعداد زیادی پراید:) میذاشتم برای جایزه!
    3-…

    داخل پرانتز بگم که شرکت محسن وقتی میخواد به مغازه دار چایی بده اصلا روی چای تمرکز نمیکنه و داره آناناسهاشو میفروشه
    درواقع داره تبلیغ چایی میکنه اما کلی داره آناناس میفروشه با برند leonard

  5. سلام دوستان من اگه جای مدیر چای محسن بودم سعی میکردم یک سیستم قرعه کشی مطلوب رو به مشتری معرفی میکردم خدایی نگاه کنید من ده سال روزی 12 سال به سیستم قرعه کشی داشتم به نظر می اید چای محسن شامل دوبخش چای محسن + مبلغی پول به عنوان قرعه کشی که قبلا تو ارمغان بهزیستی می شد حالا با این قضیه خیلی کار دارم ولی سیستم عدد بزرگ تا یک مدت جواب می دید وبراساس مدل ماتریس bcg زمانی می رسه ( که رسیده) مردم پول میدن تو قرعه کشی شرکت میکنند این سیستم خیلی ایراد داره که اگه مدیر محترم چای محسن خواست می تونم براشون توضیح بدم
    بالاخره روزگار این جوری هاست.

      1. سلام آقای محمدیان این در حقیقت سیستم من دراوردی هست چون من خیلی تحقیق کردم در دنیا هم سیستم دستی به این شکل قرعه کشی نمی شه صدا وسیما بهترین فرصتها رو تبدیل به مایل به صفر کرده

  6. هدف از دادن جایزه ایجاد رضایت خاطر در مشتری و ترغیب وی به بیشتر خریدن و تکرار خریده. مزیت این روش که از روش های پیشبرد فروشه ، افزایش فروش در بازه ی جایزه دادن و ایجاد علاقه ی خریداره و ایراد اون اینه که مشتری محصول رو بخاطر جایزه میخره نه به خاطر خود محصول ، این جور پیشبرد فروش در بلند مدت برند رو به یک نام چیپ تبدیل میکنه و نمیتونه روش خوبی برای برند سازی باشه.
    البته جایزه دادن این روزهای محسن برای تقابل با نام های تجاری آوازه و تبرکه. متاسفانه این سه شرکت در دام یک تسلسل ناشیانه ونا سالم رقابتی افتاده اند.

    1. سلام
      حتما می نویسیم
      اما شما انگار خیلی به برند رایش علاقه دارید ها
      اطلاعاتی درباره این برند برای ما هم بفرستید
      شوخی کردم حسین جان
      حتما این کار رو می کنیم

  7. حال داستان را ازین منظر تحلیل کنید که سواد بازاریابی و برندینگ تولیدکننده های ایرانی اکثرا پایین تر از حد معمول است و این قشر که امروزه بیشتر از واژه مدیریت و شماره موبایلهای رند لذت میبرند تا حرفه ای گرایی و کیفیت واقعی محصولات، بیشتر بواسطه تکبر رییس گونه شان سلیقه خود را هم بعنوان خواست روانی و بصری مشتری به شرکتهای تبلیغاتی تحمیل میکنند. به سفرهای خارجی میروند پز دنیا دیدگی دارند و مدام تبلیغات به اصطلاح ماهواره ای را هم میبینند و لق لقه کلامشان هم شده : یه چیز خاص میخام . یه چیزی که بترکونه ! و بلافاصله هم نمونه های خارجی را مثال میزنند و چه بسا که اسرار به کپی همان تم را هم دارند. مثال مبرهن انهم تبلیغات جوجو که کپی برابر اصل کوکاکولا بود همان نوشابه خوردن دو مرزبان که بهم باج نمیدادنند.
    از طرفی هم سبک وسیاق بحث و اقنای شرکتهای تبلیغاتی ایرانی نیز به سمت و سوی هرچه زودتر به پول نزدیکتر کردن کپیهای دست چندمشان بعنوان ایده ناب است انهم با این توجیه که این کارفرماست که چک را میکشد نه بیننده و شنونده و درکل مخاطب محصول. وقتی در جلسات پرزنت و ارایه اتودهای اولیه یک تبلیغ صاحب نظر حسابدار و انباردار و داماد مدیرعامل و پسر اقای رییس باشد انتظاری هم از کیفیت واحترام به شعور مشتری نباید داشت. نود و نه درصد تولیدکننده های محصولات ایرانی فقط به سود حاصل از زود فروشی و ارزان را گرانفروختن و جواب هزینه های جاری را دادن می اندیشند و ان چیزی که در روزنامه ورسانه ها تحت عنوان بیوگرافی و خط مشی و داستانهای خودساخته دارند بلاهاتی است که خود نیز کمترین اعتقادی به ان نداشته و صرف پرستیژ اجتماعی و تبلیغاتی و ذهنیت ساختن نزد سازمانها و نهادهای مربوطه برای چرب زبانی جهت برخورداری از تسهیلات بیشتر است.مورد مشهود این قضایا دفاتر عریض و طویل برخی کارخانجات تحت عنوان تحقیق و توسعه است که در واقع بخش رنگشو عوض کن مثل اون نباشه و کپی و اسکن کاتالوگها و نمونه های پرفروش رقبا یا مشابهات خارجی است.

  8. از تبلیغات برنج محسن و اون برنجای دانه بلند بیننده بیشتر یاد برنج هندی میفتیو طهم بدو ضرراش. اخه هر اشپزی میدونه ک برنج ایرانه هرچند بهترین طعمو داره اما تااون حد دانه بلند نیس ک دارن نشون میدن. خودشون خودشونو میبرن زیر سوال.

  9. اگر جای مدیر برند محسن بودم از شیوه جایزه دادن های هفتگی و مکرر برای جذب مشتری استفاده نمی کردم. به نظرم این روش تصویر یک برند با کیفیت پایین یا متوسط که تنها دلیل برای خرید آن جایزه اش است را در ذهن مشتری ایجاد می کند. حتی اگر کیفیت محصول خیلی هم بالا باشد مشتری فکر می کند اگر محصولشان خوب بود که نیاز نداشتند به این همه هیاهو. جایزه دادن در کل روش بدی نیست اما به شخصه مقاطع کوتاه مدت و با فاصله زمانی بیشتر را مفیدتر می دانم، هم مشتری در مقاطعی تهییج می شود که محصول را به انگیزه جایزه اش خریداری کند و در حین این خریدها وابستگی به برند پیدا می کند و هم کوتاه مدت بودن ین دوره ها این حس را در مشتری ایجاد نمی کند که شرکت به شدت نیازمند کسب مشتری از طریق جایزه دادن است و هیچ مشتری ای به دلیل کیفیت واقعی از این برند خرید نمی کند.

  10. سلام خدمت دوستان
    نظرات همگی جالب توجه بود و کلی به آموخته های من اضافه شد.راستش به نظر من جایزه دادن در ایران به نوعی رقابت پز دادن شده تا استراژدی بازاریابی (پیشبرد فروش).این رویه از بانکها و ارمغان بهزیستی شروع شد و الان دامنه اش به برنج های هندی و چای بی کیفیت تایلند و… کشیده شده و بنز،بی ام و … جوایزهای رویایی آنهاست.در شرایطی که مردم ما با تورم سرفلک زده مواجه هستند و هرچه تلاش می کنند به گرد آن نمی رسند رسیدن به آروزهای بزرگ خود را در قرعه کشی ها می بینند و این موضوع را برندها خوب دریافت و از آن سو استفاده می کنند این روش بصورت مقطعی جواب خواهد داد اما با گذشت زمان مشتریان به پی می برند که برای برنده شدن در چنین قرعه کشی ای شانس بسیار پایینی دارند ( 3 دستگاه لکسوس برای جمعیت حداکثر 20 میلیونی ) .اما اگر به استراژدی جایزه دادن به مشتریان در آگهی های قبل از انقلاب نگاهی بیندازیم متوجه می شویم که تعداد جوایز بسیار زیاد اما جوایزی کم بها و سرگرم کننده بوده بعنوان مثال نوشابه کوکاکولا در پشت طشتک ها نوشابه عکس جوایز را چاپ کرده بود جوایز آن هم سشوار ،برس، کفش کتانی ،کیف و … یا حداقل یک نوشابه مجانی دیگر بود بدین طریق مشتریان بیشتری را در لذت بردن جایزه سهیم می کرد و یا پودر لباسشویی تاید که در آن قاشق های استیل یا پیش دستی های چینی و یا برس مو گذارده می شد و خانم های خانه دار سعی می کردند تا ست کامل را جمع آوری کنند بنابراین خرید دار دائم محصول بودند. شاید بهمین دلیل است که هنوز هم بانوان قدیمی به پودر رخشویی میگن تاید و به مایع ظرفشویی میگن ریکا این برندها ذهن مشتریان را با چنین استراتژی سالها درگیر خود می نمودند.
    من اگر مدیر شرکت محسن بودم از این استراتژی استفاده می کردم (استراتژی تاید و چای گلستان و …) ضمن اینکه سود حاصل را صرف کیفیت محصولاتم می نمودم تا مشتریان ضمن استفاده از محصول و جوایز متنوع آن روزبه روز شاهد با کیفیت شدن محصول نییز بشوند.

  11. با سلام وخسته نباشید حضورمدیریت وپرسنل محترم وزحمتکش گروه تولیدی محسن برند محسن خدائی هم در کیفیت هم در تبلیغات هم درمشتری مداری جایگاه ویژه ای در ایران وحتی خارج از ایران دارد اما من اگر جای مدیر گروه تولیدی محسن بودم همگام با کسب سودهای دنیائی وآوازه جهانی به فکراندوخته ای برای آخرت نیزبودم هرچند خود کیفیت ورضایت مردم دعای خیری برای این مجموعه به همراه دارد اما چقدر عالی میشد محسن که بنیانگذار طرح اهدا جایزه بود در راستای تحویل جایزه جهت زنان بیوه زنان مطعلقه بچه های یتیم نیز طرحی پیاده میکرد چه بسیارند کسانی که با بدترین شرایط سیلی سرخ کرده وبه عشق برنده شدن در قرعه کشی شما این محصول را خریداری کردند وچه امیدی به این که برنده بشوند دارند .
    باعث تاسف اما خود من در 3 سالگی پدر ومادرم رو از دست دادم با بدبختی ویاری حق 2 مدرک لیسانس گرفتم الان 10 سال است جدا شدم از همسرم و دارم کار میکنم اما با وجود توانائی بالا وپراز هدف وانرژی بودن نه امنیت شغلی تا کنون داشتم نه توانستم اندوخته جهت روزهای مبادا وپیری خود داشته باشم اگر حتی شرایط کاری خوبی برایم بود که آینده ام تضمین بشود غمی نبود اما اینگونه نیست وفقط وفقط به عشق برنده شدن چای خریدم که بتونم اول یک سرپناه حداقل رهن کنم اسباب اثاثیه زندگی درست کنم ومقداری نیزپس انداز کنم تا آیندم تا حدودی بدون دغدغه باشد .
    به روح عزیزانم این پیام رو فقط واسه خودم نگفتم چون درد آشنا هستم ودارم تواین جامعه زنان ودختران شبیه خودم رو می بینم که حتی عاشق کار ورزق هلال هستند اما واقعاً شرایط ومحیط کاری نیست ومجبورمیشوند به هرکاری تن بدهند این جوایز وزکات مال وپیشرفت اینگونه تولیدکنندگاناگر دست نیازمندان واقعی برسه واگر حتی یک نفر رو از گناه دور کنه هنره . موفق باشید یاحق

  12. سلام دوستان عزیز نمی دونم منظور شما از کیفیت بالا چیه وچی بهتر از این باشه من خوذم عید برنج محسن گرفتم اصلا هم توش برگه جایزه نبود ولی خیلی عالی بود برنج 1121 وهمچنین از چایی که قبل عید گرفته بودم هم راضی بودم بعد رفتم دوباره بخره مثه اینکه یه ذره فرق کرده بود بسته بندی سبز رنگ بود که می گفت خواهان نداشت منم نخریدم ولی بسته بندی قرمز رنگ عالی بود حتی پر 4 ساله ام برنج می خوره میگه محسنه هر جا بریم می پرسه برنج هم نمی تونه بگه میگه بینج محسنه

  13. سلام
    آدما معمولا اون چیزی رو که واقعیته باور نمی کنند بلکه اون چیزی رو باور می کنند که دوست دارند. ما یک شبه پولدار شدن رو دوست داریم و با اینکه میدونیم شانسی برای برنده شدن نداریم ( شانس بسیار اندک) باز هم ریسک هایی رو میپذیریم..
    شاید شرکت ها بخوبی فهمیدن که انسان در مقابل خصلت طمع قادر به مقاومت نیست. بخاطر همین روی این موضوع دست میذارن و بخوبی هم جواب میده..مثالش رو در شرکت های هرمی هم مشاهده می کنیم. از اکثریت می گیرن و یه مقدار میدن به اقلیت و خودشون سود کلان رو میبرن..
    فقط خواستم از جنبه دیگه به قضیه نگاه کنم..
    با تشکر 🙂

  14. شک ندارم المعان بدترین کیفیت را تو چای داره من خودم شخصا همین چند وقت پیش از خرید برنج اش سر باز زدم چوب معتقدیم مشک آن است که خود بگویند نه آنکه ساعتها تبلیغ تلویزیون بگویند

  15. باسلام و عرض ارادت
    نقطه نظری که دارم بیشتر از جنبه اقتصادی است و اینکه چگونه میتوان خریداران یک محصول را توسط تبلیغات بیشتر کرد . مدت یک ماهی که برنامه قرعه کشی محصولات محسن را از شبکه دو تماشا می کنم ، تعداد تقریبا ثابت مانده ، و این ثابت ماندن شرکت کنندگان وقتی هزینه های سنگین شبکه و غیره پرداخت میشود خیلی همخوانی ندارد و بایستی مشارکت را بیشتر کرد . در صورت علاقمندی مدیریت مجموعه برای افزایش شرکت کنندگان ، آمادگی برای ارایه پیشنهادات اعلام می گردد. باتشکر نظری ۱۳۹۵/۴/۱۰

    1. گول دنیا را مخور……!!

      ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند

      بره های این حوالی گرگ ها را میدرند

      سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها

      زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند.

      با سلام و عرض احترام

      من یکی از نزدیکان این شرکتم و تمام چم و خم کارشون رو میدونم
      چند بارم تو جاهای مختلف علیهشون پست گذاشتم ولی چون با پول همه رو میخرن کسی کار به کارشون نداره

      شرکتی که در سال ۹۱ با دپوی بیش از حد مجاز برنج هندی تو انبارهاش و بواسطه سه برابر شدن قیمت دلار برنج کیلو ۱۰۰۰ تومنی هندی رو به یکباره فروخت ۳۵۰۰ تومن و از فرش به عرش رسید

      شرکتی که مالکیتش در دست سه برادر اصفهانی به نام های محمد و احمد و علی صرافان چارسوقی است فزندان مرحوم حاج محسن صرافان که در بازار چارسوق اصفهان حجله دار چای بود و در سال ۶۹ در سانحه ای از دنیا میره و پسراش تصمیم میگیرن بیزینسشو گسترش بدن
      اما چه گسترشی
      چه گسترشی واویلا

      از واردات بی رویه و غیر مجاز طلای میداس که با استفاده از خلاهای قانونی وارد مرز جنوبی کردند و از مرز شمال غربی قاچاقی خارج کردند

      از واردات قاچاقی برنج که با برگ سبزو اظهار کالاهای کم تعرفه ای مثل گونی و ………. امثالهم گمرک رو دور میزنن و هلال احمر رو دور میزنن و از واردات برنج های آلوده ای که در انبار های ساپلایرهای کثیف هندی غوطه ور شدن موش و مارمولک در برنج ها و بسته بندی غیر استاندارد و………… بماند

      ولی این شرکتی که الان میاد خودش بانی ساخت سریال برادر تحت مضمون مبارزه با قاچاق میشه خودش بزرگترین غول قاچاق انواع کالا در ایرانه و برادران بزرگتر بنامهای احمد ومحمد الان ممنوع الورودند و در انجا مشغول شمردن دلارهایی اند که از مملکت خارج کردند.

      خدا بیامرزتت حاج محسن

      کجایی که ببینی شازده پسرات چجوری دارن برنج آرسنیک دار هندی رو با در باغ سبز سیصدانه سمند و وولکس و بنز ای ۲۰۰ و ………….. امثال اینا وارد میکنند و از ساده لوح بودن مردم و کارمنداشون نهایت سوء استفاده رو میبرن
      خدا بیامرزتت حاج محسن
      که ببینی کارمندان زحمتکش شرکت پسرت سه ماه هر سه ماه یه بار حقوقشونو دریافت میکنن و آقازاده هات سودهای میلیاردی رو به جیب میزنن
      خدا بیامرزتت حاج محسن
      که ببینی بدهی بانکی که با شرکت های کاغذی و با اسم آدمایی مثه بناگر و خزاعی و عزیزاله و…. وام های چن صد میلیلردی و ضمانتنامه های کلان بانکی میگیرنو بازپرداختی ندارن و بعدش با یه اعلام ورشکستگی پرداخت بیت المال رو موکول میکنن به سالهایی که شاید دیگه اونا ایران نباشن که کسی ازشون مطالبه کنه
      خدا بیامرزتت حاج محسن
      که رشوه و زیر میزی تو وزارت بازرگانی . بانک های خصوصی شده خیمه شب بازی آقا زاده هات و به ریش ملت میخندن که کسی زورشون بهش نمیرسه
      خدا بیامرزتت حاج محسن
      که شاید اگه بودی نمیذاشتی خاک سرمایه های این مرزو بوم و تولید داخلی توسط قاچاق آقازاده هات به توبره کشیده بشه

      خدا بیامرزتت حاج محسن
      خدا بیامرزتت حاج محسن
      خدا بیامرزتت حاج محسن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *